ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

22

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

شامو « 1 » مخالف اين ديدگاه هستند و بر اين باورند كه متهم كردن ديودور به اقتباس صرف و رونويسى كوركورانه از نوشته‌هاى مورخان پيشين بىاساس است . آثارى كه ديودور از آن‌ها بهره جسته تقريبا همگى از بين رفته‌اند و تنها قطعات ناچيزى از آن‌ها برجاى مانده است . از اين‌رو براى تعيين ميزان تأثيرشان بر ديودور تنها مىتوان به حدس و گمان توسل جست . حال چگونه مىتوان ثابت كرد كه ديودور آثار مورخان پيشين را به شيوه‌اى كوركورانه بازنويسى يا رونويسى مىكرده است ؟ اين پژوهشگران مىانديشند كه ديودور از منابع مختلف به شيوه‌اى هدفمند سود مىجسته است ، به بيانى بهتر ، او همچنان كه خود در مقدمه‌ى آغازين اثرش شرح داده است ، از نوشتن تاريخ جهان و شرح رويدادهاى سراسر جهان مسكون اهدافى را دنبال مىكرده ، براين اساس همواره مىكوشيد به گونه‌اى از منابع مختلف بهره جويد كه اهداف از پيش تعيين شده‌اش را برآورده كند . همچنين او در موارد بسيارى روايات مختلف مورخان از يك رويداد تاريخى را مقابله و تحليل كرده و آن‌چه را كه خود درست مىپنداشت به شيوه‌ى خاص خويش پردازش و نقل كرده است . وانگهى جاى ترديدى نيست كه هر گردآورنده‌اى ، حتى بىاستعداد ، نشان و اثرى از خود در آن‌چه گردآورى كرده است برجاى مىگذارد . طرفداران اين دو ديدگاه از ديرباز نظريات يكديگر را بررسى و نقد مىكردند و اكنون نيز در ميان ديودورشناسان ، هر دو ديدگاه طرفدارانى دارد . ما در اين‌جا تنها يك نمونه از اين انتقادات و پاسخ آن را مىآوريم : بارتون اين عقيده را كه فصل‌هاى مربوط به مصر در كتاب اول برگرفته از كتاب مصر يا آگيپتياكا ( Aegyptiaca ) هكاته ابدرى است ، نمىپذيرد و مىنويسد : « انتساب قطعاتى كه قادر به يافتن منبع دست اول ديگرى براى آن‌ها نيستيم ، به يك نويسنده [ در اين‌جا هكاته ابدرى ] كه اثرش به طور كامل از بين رفته ، بسيار آسان است . وانگهى حق نداريم از اين واقعيت چشم بپوشيم كه ممكن است برخى از قطعات ، اقتباسى از نويسندگانى بعد از هكاته ابدرى بوده و برخى ديگر

--> ( 1 ) . F . Chamoux , DiodoredeSicile , Bibliothequehist orique , Introductiongene rale , CUF , Paris , 1993