ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
17
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
بشر از آغاز آفرينش تا عصر خويش همت گماردهاند ؛ اما در نظر ديودور كار آنها رضايتبخش نبوده است . او هيچيك از مورخان پيش از خود را مؤلفان تاريخ جهان نمىدانست ، زيرا همگى آنان از آرمان او به دور بودهاند . وى در اينباره مىنويسد : « با بررسى آثار پيشينيان مراتب احترام و انصاف را در حق آنها ابراز داشتهايم ، اما براين باوريم كه آثارشان فاقد غنا و پختگى لازم است ، زيرا فايدهى يك اثر تاريخى در مجموعهاى از موقعيتها و وقايع بىشمار و مختلف نهفته است . با وجود اين ، بيشتر مورخان وقت خويش را به نگارش تاريخ جنگهاى خاص يك سرزمين يا يك شهر صرف كردهاند . از ميانشان تنها شمار اندكى ، شرحى از تاريخ جهان از زمانهاى كهن تا عصر خويش ، به رشته تحرير درآوردهاند ، برخى از ترتيب تاريخى وقايع غفلت ورزيدهاند ، بعضى نيز در برابر وقايع و رفتارهاى بربرها خاموشى گزيدهاند و برخى ديگر نيز از نگارش دوران اساطيرى به خاطر دشوارى كار چشم پوشيدهاند . شمارى تن به سرنوشت دادهاند . هيچ يك از آنها در آثار خويش از دورهى شاهان مقدونى پيشتر نرفتهاند ؛ برخى تاريخ خود را با فيليپ ، بعضى با اسكندر و شمارى نيز با جانشينان يا اعقاب اين پادشاهان به پايان رسانيدهاند . از آن زمان تاكنون رويدادهاى بىشمار و مهمى رخ داده كه تا به حال هيچ مورخى براى نگارش آن تلاشى نكرده است و همه آنها در برابر اين مهم پا پس كشيدهاند . » ( كتاب اول ، فصل 3 ، بندهاى 1 - 2 ) ديودور برآن شد با نگارش اثرى جامع اين كاستىها را بر طرف كند . از اينرو تاريخ عمومى جهان را به نگارش درآورد و در آن ، از يكسو رويدادهاى جهان غرب يعنى يونان ، ايتاليا ، سيسيل و اروپاى غربى را روايت كرد و از ديگر سوى به شرح رويدادهاى آسيا و آفريقا مبادرت ورزيد . او در مقدمهى آغازين كتاب اول دربارهى تقسيم موضوعى اثر خويش چنين نوشت : « مىخواهيم در آغاز ، سخنى دربارهى طرح كلى اثرمان بيان داريم ؛ شش كتاب نخست به شرح تاريخ افسانهاى پيش از جنگ تروا اختصاص داده شدهاند و از اين شش كتاب ، سه كتاب اول ، تاريخ كهن بربرها و سه ديگر ، تاريخ يونان قديم را دربرمىگيرند . در يازده كتاب بعدى ( كتاب هفتم تا هفدهم ) تاريخ عمومى از جنگ تروا تا مرگ اسكندر را شرح مىدهيم . در بيست و سه كتاب آخر ، ادامهى