ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
138
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
چون با نداى غيبى دلگرم شده بود بىدرنگ سعى كرد با سرداران ديگر پيوند دوستى ببندد . او آنان را به همايشها و جشنها دعوت كرده ، سعى كرد آنها به طرف خويش جلب كند . آرباس همچنين كنجكاو بود تا شاه را در اندرونى كاخش ديده ، نوع زندگى وى را بررسى كند . از اينروى ، به خواجهاى جام طلا بخشيد و اين خواجه ، وى را به درون قصر راه داد . آرباس پس از ديدن سستى و منش زنانهى سارداناپال ، اين شاه نالايق را به ديدهى تحقير نگريست و بيش از پيش به اميدهايى كه آن كلدانى به وى داده بود ، دل خوش كرد . عاقبت نقشهى توطئه درانداخته شد : آرباس مىبايست مادها و پارسيان را بشوراند ؛ بلزيس نيز بابليان را وارد توطئه كرده ، نيز تلاش كند در اين كار دوستش - شاه اعراب - را نيز با خود همراه گرداند . در اين زمان ، دورهى خدمت سالانهى نيروها به پايان رسيد . قواى ديگرى ، براى جايگزينى نيروهايى كه به ميهن خويش بازمىگشتند ، از راه رسيدند . آرباس پس از بازگشت به ميهن ، مادها را برانگيخت تا از يوغ استبداد شاه آشور رهايى يابند و پارسيان را به آزادى دعوت كرد . بلزيس - به نوبهى خويش - نزد بابليان چنين كرد و نمايندگانى به عربستان فرستاد تا از شاه اين سرزمين - دوست و ميزبانش - بخواهد در اين امر با وى همداستان شود . پس از گذشت يك سال ، تمامى فرماندهان توطئهگر ، پس از گردآورى سرباز ، به اين بهانه كه بنا بر رسم مىخواهند جايگزين قواى پيشين شوند ، جملگى به سوى نينوا راهى شدند ؛ ولى در واقع براى سرنگونى تاجوتخت آشوريان بدانجا رفته بودند . چهار ملتى كه اشاره شد « 1 » ، به تعداد چهارصد هزار مرد جنگجو در مكانى گرد هم آمدند و اينچنين دربارهى طرح مشترك ، با هم به شور پرداختند . 25 . سارداناپال ، پس از آگاهى از اين خيانت ، پيشاپيش سپاهى كه برايش باقى مانده بود عليه شورشيان رهسپار شد . نبرد نخستين در دشت روى داد :
--> ( 1 ) . مادها ، پارسيان ، بابليان و عربها