على اصغر شميم

594

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

عده‌اى از رجال سياسى و مليون كه از آن‌همه هرج‌ومرج سياسى و بحران به ستوه آمده بودند ، با چنين امرى موافقت داشتند و اكثريت مردم نيز خواهان حكومت توانا و مقتدرى بودند كه بتواند امنيت را در سراسر كشور برقرار سازد . مهم‌تر از همه شاه بود كه از فكر حكومت بلشويك گيلان و تصور تجاوز نيروى بلشويك از قزوين به پايتخت دقيقه‌اى آرام و قرار نداشت . درست در لحظاتى كه نيروى قزاق ايران در آستانه‌ى پيروزى قطعى بر بلشويك‌هاى گيلان بود ، بر اثر اختلاف بين افسران روسى قزاق و انگليس‌ها كه مىخواستند نيروى قزاق را در اختيار خود بگيرند و بر اثر سستى و اعمال افسران روسى ، قزاق و فرمانده‌ى آن رضا خان ميرپنجه در انزلى از بلشويك‌ها شكست خوردند و سرانجام با تحمل هزاران مصيبت تا قزوين عقب نشستند و در دهكده‌ى آقابابا متمركز شدند . ملك الشعراى بهار مىنويسد : « سردار سپه ( عنوان رضا خان ميرپنجه بعد از رسيدن به قدرت ) ، به من ( ملك الشعرا ) مىگفت كه فرماندهان روسى در آخرين جنگ سستى كردند . من عده‌ى خود را از بيراهه در حالى كه گاهى در لجن و مرداب فرو مىرفتيم و گاه خارهاى جنگل از كف پاى قزاق زده ، كفش او را دريده ، به پشت‌پا مىرسيد ، از كوه‌هاى ساخت عبور دادم و لخت و گرسنه به قزوين آوردم و طورى مأيوس بودم كه قصد كردم تهران آمده دست زن و بچه‌ى خود را گرفته به كوه‌هاى دوردست بروم و سر به صحرا گذارم » . در آغاز كار كابينه‌ى اول ، سپهدار نتايج مذاكرات مشاور الملك نماينده‌ى ايران در مسكو با مقامات شوروى به صورت طرح قراردادى در 26 ماده به دولت ايران مخابره شد و سپهدار پس از مشورت با رجال و سياستمداران ايرانى موافقت خود را با آن طرح به مسكو اطلاع داد . اين عمل احمد شاه را ترساند و از طرف ديگر مأمورين انگليسى دستور دادند كه اتباع انگليس هرچه زودتر خاك ايران را ترك كنند و بانك شاهى بعضى از شعب خود را در شهرستان‌ها برچيدند و نيز اعلام نمود كه هركس در بانك سپرده‌اى دارد برود بگيرد و اسكناس‌هاى خود را به بانك بدهد و پول نقد بگيرد . اين اقدام انگليس‌ها مايه‌ى بيم و نگرانى شاه و مردم شد . شاه مىخواست مجلس چهارم را افتتاح كند ولى بنابر تقاضاى انجمن آذربايجان و يازده نفر از نمايندگان ، از افتتاح مجلس تا پايان انتخابات آذربايجان منصرف شد . اما در همان ضمن 39 نفر نمايندگان مجلس لايحه‌اى در روزنامه‌ى رعد انتشار دادند و مخالفت خود را با قرارداد 1919 ايران و انگليس اعلام و نيز با مستر نرمان وزيرمختار انگليس مذاكره و او را قانع نمودند كه با افتتاح مجلس چهارم و روى كار آمدن يك دولت قوى و ايجاد روابط دوستى با شوروى ، خطر رخنه كردن كمونيسم در ايران به كلى بر طرف خواهد گرديد و احتياجى به قرارداد 1919 پيدا نخواهد شد و دوستى با شوروى فرصت كافى به ايران خواهد داد تا بلشويك‌هاى گيلان را