على اصغر شميم

572

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

بىطرفى قلمداد مىكرد و خود را در برابر آن جنايات ، طلبكار ايران مىدانست . در حقيقت آنچه كه بريتانيا مىبايست به عنوان غرامت جنگ و ترميم خسارات وارده بر كشور و ملت ايران بپردازد ، با اين ترتيب و با عقد قرارداد 1919 و قرارداد وام و مقاوله‌نامه‌ها از ميان مىرفت . اكنون دقت كنيد كه سرپرسى سايكس درباره‌ى اين قرارداد چه نوشته است : « به نظر قابل تأسف است كه اين قرارداد گرچه قبل از تصويب عهدنامه‌ى صلح ( عهدنامه‌ى ورساى ) تنظيم شده بود ، به فوريت به مجمع اتفاق ملل تسليم نشد . به قول لردگرى اف . فالان ، در اينجا مسئله‌ى مساعدت به يك كشور ضعيفى بود كه حقا مجمع اتفاق ملل بايستى در آن مداخله داده شده باشد و جاى تأسف بسيار است كه دخالتى به انجمن داده نشد . نتيجه‌ى اين امر تأثير غلطى بود كه در دنيا مخصوصا در فرانسه و آمريكا ايجاد گشت مبنى بر آنكه ما ايران را يك لقمه‌ى چرب اختصاصى حساب مىكنيم » . « انجام هر كارى در كشورى نظير ايران آن‌قدر دشوار است كه دلسوزى مزبور از طرف دو دولت نامبرده‌ى بالا ، ممكن بود باعث گسيخته شدن قرارداد شود . قطع‌نظر از اين موضوع ، چون قرارداد مزبور يك محيط حسن اعتماد ايجاد مىكرد ، بسيار نافع بود . ايران محتاج دست زورمند فداكارى است و بريتانياى كبير تنها همسايه‌اى است كه مىتواند وى را كمك كند . همچنان‌كه به كرات و دفعات در گذشته ديده شده است ، دست خود را با سخاوتمندى تمام براى همراهى پيش آورده « 1 » . باز هم در اين‌جا بايد گفت كه در كمك و كار كردن براى ايران ، صلح آسيا و آرامش مرزهاى ما بدون شك نهفته بود » . وثوق الدوله درباره‌ى قرارداد 1919 بيانيه‌اى انتشار داد و در روزنامه‌هاى ايران و رعد و مرتبا مقالاتى در فوايد و محسنات قرارداد نوشته مىشد و گاهى نيز به دستور وثوق الدوله براى حفظ ظاهر ، ايراداتى به قرارداد وارد مىشد تا چنين وانمود شود كه هركسى هر ايرادى مىداند ، مىتواند آن را به روزنامه‌ها بدهد . ولى اين مانورهاى سياسى نتوانست جلوى سيل اعتراضات محافل حزبى و ملى را نسبت به قرارداد مزبور بگيرد « 2 » .

--> ( 1 ) - اگر منظور سايكس از سخاوتمندى بريتانياى كبير وام دادن به ايران به وسيله‌ى بانك شاهنشاهى است بايد گفت كه در اين صورت جهودان و صرافان اين قوم سخاوتمندترين مردم روى زمين هستند . زيرا به همه وام مىدهند اما با تنزيل كلان . همانطور كه بريتانيا به ايران وام مىداد ، با ربح صدى 7 و شرايط كمرشكن . ( 2 ) - شادروان ملك الشعراى بهار كه در آن ايام اداره و رهبرى روزنامه‌ى ايران را برعهده داشته مىنويسد كه « مرا عقيده آن بود كه بايد مردم را در نوشتن عقايد موافق و مخالف آزاد گذاشت . . . و در روزنامه‌ى ايران نيز اين سليقه را مجرى داشته بودم و مقالاتى له و عليه قرارداد انتشار مىدادم . » ( كتاب « تاريخ احزاب سياسى » ، تأليف ملك الشعراى بهار ) .