على اصغر شميم

560

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

نيروهاى قشقايى تعرض و حمله‌ى خود را به شيراز در ماه شعبان 1336 قمرى آزاد كرد و موقعيت نيروهاى بريتانيا و واحدهاى پليس جنوب كه در آن شهر و پيرامون آن سنگر بسته و آماده‌ى دفاع بودند ، وخيم‌تر گرديد و در يكى دو نبرد كه بين نيروهاى صولت و قواى انگليس اتفاق افتاد ، قشقايىها پيروز شدند . اما بار ديگر خيانت ناشى از جاه‌طلبى و متكى به بيگانه‌پرستى يكى از خان‌هاى قشقايى به كمك انگليس‌ها رسيد . اينك ماجرا را از زبان سرپرسى سايكس كه خود اداره‌ى عمليات جنگى و استراتژيكى نيروهاى بريتانيا را در اين حوادث برعهده داشته است ، بخوانيد : « وقتى من ( سايكس ) به شيراز آمدم و متوجه شدم كه بايستى با قشقايىها جنگ كنم ، دقت نمودم كه با سردار احتشام برادر بزرگ‌تر و رقيب صولت الدوله طرح دوستى بريزم . او قبلا دو بار به ايلخانى منصوب شده بود ولى چون برادر كوچكترش لياقت بيشترى نشان داده بود ، او از مقام كنار رفته بود . از ابتداى خصومت ، من به فرمانفرما « 1 » اصرار مىكردم صولت را معزول و برادرش را منصوب كند ، ولى شاهزاده پير و مكار مايل نبود رنجش تهران را فراهم سازد . خوشبختانه ( البته براى بريتانيا ) دشمن در 19 ژوئن سيم تلگراف را قطع كرد و من توانستم موافقت فرمانفرما را در اين تغيير و تبديل به دست بياورم . چه متوجهش ساختم كه با قطع سيم ، او در اجراى منافع حقيقى دولت ، مطلق و آزاد است . وقتى اين قضيه‌ى اساسى حل شد ، قوام محققا تحت‌تأثير دو ضربت سختى كه به دشمن منفورش وارد شده بود ، راضى به اتفاق با ما شد . فرمانفرما بالاترين هنر سياسى خود را به كار زد ، محمد خان كشكولى دشمن خونين ( خونى ) صولت با ششصد نفر همراهان خود وارد شد و پس از آن چيزى نگذشت ( كه ) برادر ناتنى صولت به نام على خان او را ترك نموده به برادر تنى خود سردار احتشام پيوست » . بدين‌ترتيب صولت الدوله و همراهانش در خطوط ارتباطى بين شيراز و آباده و فيروزآباد از نيروهاى سرسپرده بريتانيا يعنى همراهان سردار احتشام و قوام و امثال آن‌كه با پشتيبانى نيروهاى انگليس در تعاقب صولت بودند ، پىدرپى شكست خوردند و نهضت جنوب پايان يافت . يكى از اقدامات مهم صمصام السلطنه در كابينه‌ى دوم خود اين بود كه به استناد اعلاميه‌هاى رژيم جديد شوروى مبنى بر لغو كليه‌ى امتيازات و عهود سابق در يكى از جلسات

--> ( 1 ) - از فرمانفرما عكسى در كتاب « تاريخ ايران » سرپرسى سايكس چاپ شده كه فرمانفرما به خط خود در كنار عكس چنين نوشته است : « به يادگار به دوست خود مسيو سايكس . اين عكس را در سن پنجاه و شش سالگى خود تقديم نمودم . عبد الحسين فرمانفرما ، 27 جمادى الاولى 1332 . »