على اصغر شميم

550

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

دنباله‌ى اين مطلب را ذكر خواهيم كرد . كميته‌ى مجازات « 1 » ميرزا ابراهيم خان منشىزاده و اسد اللّه خان ابو الفتح‌زاده ، كه هردو از افسران قزاق و در جريان انقلاب بزرگ ايران به آزاديخواهان پيوسته بودند ، در كشاكش سومين سال جنگ جهانى اول يعنى در ذيقعده 1334 قمرى تصميم گرفتند كه براى مجازات خائنين و افراد ناپاك و بيگانه‌پرست و جاسوسان اجنبى ، كميته‌اى به عنوان كميته‌ى مجازات تشكيل بدهند و به‌وسيله‌ى صدور نامه‌هاى تهديدآميز ، و در صورت لزوم تهديد شديدتر ، آن افراد را از ادامه رويه‌ى خويش بازدارند . كمى بعد محمد نظر خان مشكوة الممالك نيز به آن پيوست و كريم دواتگر و چند تن از ياران تروريست او براى اجراى منويات كميته آماده شدند و نخستين ترور در يكى از روزهاى ربيع الثانى سال 1335 قمرى در تهران صورت گرفت و اسماعيل خان رئيس انبار غله هنگام بازگشت از انبار به دست دو نفر ناشناس به قتل رسيد و از آن پس به تدريج خود كريم دواتگر و متين السلطنه مدير و نويسنده‌ى روزنامه‌ى عصر جديد كه او را وابسته به اجانب مىدانستند « 2 » و ميرزا محسن مجتهد يكى پس از ديگرى در مدت چهار ماه كشته شدند . اين ترورها كه با انتشار بيانيه‌هاى تند و آتشين كميته‌ى مجازات توأم بود ، رعب و هراسى در دل‌ها انداخت و دستگاه پليس كه اين زمان رياست آن با كلنل وستداهل سوئدى بود براى دستگير كردن اعضا كميته سخت به تلاش افتاد . قسمتى از متن نخستين بيانيه‌ى كميته مجازات از اين قرار است :

--> ( 1 ) - اين عنوان و قسمت عمده‌ى مطالب مربوط به آن از كتاب « ايران در جنگ بزرگ » تأليف مورخ الدوله سپهر نقل و اقتباس شده است . ( 2 ) - ملك الشعراى بهار مىنويسد : « مرحوم متين السلطنه مدير عصر جديد در مقاله‌اى به تاريخ پنجشنبه سوم محرم الحرام 1334 نوشت : « سال‌هاى قبل در تهران پايتخت ايران هيئت‌هاى مسلح از روسى ، آلمانى و عثمانى حركت نمىكرد . اسلحه و بمب از اطراف به تهران وارد نشده بود » . معلوم است كه اين عبارت براى رفع بهانه‌ى حركت قشون روس از كرج به مركز نوشته شده بود . من در نوبهار بعد از دريافت خبر حركت قشون روس به سمت تهران مقاله‌اى نوشتم كه عنوانش ( ( دشمن حمله كرد بود ) و شماره‌ى بعد مقاله‌اى تحت عنوان « دوست همه حمله كرد » در پاسخ مقاله‌ى عصر جديد كه بالاتر ذكر شد ، نگاشتم اين روزنامه ( نوبهار ) بلافاصله توقيف گرديد و به من اشاره شد كه از تهران خارج بشوم ) - « تاريخ احزاب سياسى » تأليف ملك الشعراى بهار .