على اصغر شميم

541

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

و نيرنگ و دسيسه‌كارىهاى بريتانيا ، خاطرات تلخ و ناگوارى داشتند . نقش مردم ايران در جنگ جهانى اول دولت متزلزل ايران ، كه رياست آن را هرچند هفته يا چند ماه ، يكى بر عهده داشت ، در برابر بحران‌هاى سياسى ناشى از مداخله‌ى نظامى متفقين و متحدين در ايران و بىحالى و دودلى مجلس سوم هيچ كار مثبتى نمىتوانست انجام بدهد . بنابراين سرنوشت مردم به دست عواطف و احساسات خودشان سپرده شده بود . براى كسانى كه صرفا داراى روح سپاهىگرى بودند ، چندان فرق نمىكرد كه براى متفقين و عليه متحدين بجنگند و يا بالعكس ، به همين جهت هم متفقين و هم مأمورين و جاسوسان آلمانى موفق شدند كه هركدام در منطقه‌ى نفوذ خود كسانى از اين قبيل افراد را مسلح كنند . اما نقش كلى مردم كه دولت و مجلس آنان را به حال خود رها كرده بودند ، در جنگ بين نيروهاى متحاربين در ايران قابل‌توجه است . قبلا اشاره كرديم كه احساسات ملت ايران عليه ستمگرىهاى روسيه‌ى تزارى و سياست خائنانه بريتانيا به سختى تحريك و براى مردم بيداردل كشور ما اين حقيقت مسلم شده بود كه همه‌ى بلايا و مصائب و اراده بر مردم و كشور ناشى از سياست همسايه‌هاى شمالى و جنوبى است كه آثار شوم آن ، چه در زمان رقابت آن دو همسايه و چه هنگام سازش آن دو با يكديگر ، در شئون سياسى و اقتصادى ايران جلوه‌گر شده و اكنون نيز آن دو دولت زورمند ، در نبرد جهانى كنار يكديگر قرار گرفته بودند . سرپرسى سايكس نويسنده‌ى كتاب « تاريخ ايران » كه خود در حوادث و جريان‌هاى مربوط به دوران جنگ جهانى اول در ايران نقش مهم و مؤثرى داشته ، نفرت ملت ايران را از انگليس‌ها چنين توجيه كرده است : « در ميان ايرانيان يك بغض و عداوت آميخته به خوف و ترس به روس‌ها ( روس‌هاى تزارى ) وجود داشت ، اما در مراكز و مقامات مطلع ، احساسى كه وجود داشت اين بود كه مىگفتند بريتانياى كبير مغلوب‌كننده‌ى ناپلئون بالاخره جنگ را خواهد برد . ولى روىهم‌رفته ما از اينكه متفق روسيه‌ى منفور بوديم ، خيلى مورد تنفر واقع شديم » . بايد گفت حقيقت غير از آن است كه سايكس در لفافه‌ى كلمات و عبارات فريبنده‌ى خود آورده است ؛ ملت ايران جنايات انگليس‌ها را نسبت به خود و كشور خويش فراموش نكرده و هنوز مركب امضاى قرارداد سال 1907 خشك نشده بود كه بار ديگر دست ديپلماسى بريتانيا از آستين روسيه تزارى بيرون آمد و با تقسيم كامل ايران به دو منطقه‌ى نفوذ و اشغال شده در سال 1915 ميلادى ( 1333 قمرى ) جنايت تاريخى خود را تكميل كرد .