على اصغر شميم
524
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
از مشروطه و آزادى به حد كمال بهرهمند شدند . شور و هيجانى كه بر اثر فتح تهران به دست مجاهدين در محافل مطبوعاتى و ملى كشور پديد آمده بود ، از يك طرف بازار جرايد مطبوعات را گرم و از طرف ديگر افراد و عناصر گوناگون را پيرامون دو حزب سياسى متمركز ساخت . آن دو حزب يكى انقلابى و ديگرى اعتدالى بود . هردو حزب در انتخابات مجلس فعاليت كردند و پس از افتتاح مجلس ، حزب اولى خود را به نام دموكرات عاميون و حزب دوم را به اسم اجتماعيون اعتداليون به مجلس معرفى نمودند . احزابى نيز مانند اتفاق و ترقى و امثال آن تشكيل گرديدند . ولى چون در مجلس كرسىهاى زيادى نداشتند ، نتوانستند در سرنوشت آيندهى كشور مؤثر واقع شوند . اينك شرحى دربارهى ماهيت دو حزب بزرگ سياسى به قلم شادروان ملك الشعراى بهار : « دموكراتها كه 28 نفر بودند ، مخالفان خود يعنى اعتداليون را كه 36 تن مىشدند ارتجاعى مىناميدند ، زيرا آن حزب هودار روش ملايمتر و رعايت سير تكامل بود و اعتقاد به كشتن و از ميان بردن مستبدان و ارتجاعىها نداشت و ازاينرو بيشتر اعيان بدان حزب پناه مىبردند . سپهدار اعظم تنكابنى ، سردار محبى ، دولتآبادىها ، سيد عبد اللّه بزرگ بهبهانى ، سيد محمد بزرگ طباطبايى ، دو پيشواى مشروطه و غالب متنفذين و ناصر الملك نايب السلطنه و فرمانفرما و غالب اعيان و روحانيون و اكثريت مجلس دوم طرفدار يا عضو اين حزب شدند . اينها دموكراتها را انقلابى و تندرو مىخواندند و در جرايد خود از آنان انتقاد مىكردند و احيانا از تهمتهاى دينى و تكفير خوددارى نداشتند . حزب اعتدال با 24 نفر مؤتلفه و 4 نفر اتفاق و ترقى و 3 تن تراز اول ( منظور علماى روحانى طراز اول است كه بنابر متمم قانون اساسى مىبايستى در مجلس حضور داشته باشند ) و 7 نفر بىطرف ائتلاف داشتند » . « دموكراتها كه يك بند مرامشان انفكاك كامل قوهى سياسى از قوهى روحانى و بند ديگر ايجاد نظام اجبارى و بند ديگر تقسيم املاك بين رعايا و ديگر قانون منع احتكار و تعليم اجبارى و بانك فلاحتى و ترجيع ماليات مستقيم بر غيرمستقيم و مخالفت با مجلس اعيان ( مجلس سنا ) و غيره و غيره بود ، مورد هجوم علما و گروه انبوهى از رعايا و توده قرار گرفتند . اما نظر به اينكه افراد فعال و صاحب عقيده و باايمان و حرفزن و چيزنويس در ميان آنها زياد بود و اساسا متنفذ و تندزبان بوده و هوادار فقرا و رنجبران معرفى گرديده بودند ، موفق شدند كه در مجلس فراكسيون 28 نفرى بهوجود آورند و در خارج افراد كثيرى از جوانان و غيرجوانان طبقهى دوم را به خود جلب نمايند و چند روزنامهى خوشقلم موجه و مشهور مانند ايران نو در تهران شفق در تبريز ، نوبهار در خراسان منتشر سازند و مخالفان خود را به نام محافظهكار و ارتجاعى و آخوند و سرمايهدار و اشراف و اعيان به باد انتقاد بگيرند » .