على اصغر شميم
507
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
آورده بودند ، لعنت مىفرستادند . ايرانيان خبرى از مواد منفجره نداشتند . در اولين زدوخورد تبريز ، چند تن از سوسيال دموكراتهاى قفقاز تلف شدند . اينان كه اسير شده بودند ، با شكنجههاى فجيعى به قتل رسيدند . روزبهروز تعداد بيشترى از انقلابيون قفقازيه به ايران روانه مىشدند . كميتهى ولايتى قفقاز يك نفر براى رهبرى سوسيال دموكراتهاى قفقاز كه در تبريز بودند ، به اين شهر اعزام داشت . در اين موقع 22 نفر از سوسيال دموكراتها قفقاز ( كميتهى باكو ) به تبريز وارد شدند « 1 » . اينان چهل تفنگ بردانگ و در حدود پنجاه بمب به همراه آوردند . راهى كه در زير كنترل مستبدين و بيش از 300 كيلومتر بود ، پاى پياده پيمودند . در ماه دسامبر سال 1908 ( ذيقعدهى 1326 قمرى ) ضمن مبارزه با مرتجعين علاوه بر اهالى تبريز 5 نفر از سوسيال دموكراتهاى قفقاز به قتل رسيدند . در زدوخوردهاى « صوفيان » ( قصبهاى واقع بر سر راه تبريز و مرند ) نيز 7 نفر سوسيال دموكرات را پس از شكنجههاى طاقتفرسا سوزاندند . روىهمرفته 22 نفر از آنان به قتل رسيده و عدهى زيادى مجروح شدند . دستهاى نيز پس از دستگيرى به سيبريه تبعيد شدند . و . تريا در جاى ديگر مىنويسد : « اينجا نمىتوان از سكونت رذالتآميز نمايندگان سياسى اروپا ( در تهران ) سخنى نگفت ، اينان نه تنها هيچگونه اعتراضى به عمليات وحشيانهى نيروى تزارى در ايران نكردند ، بلكه تا آنجا كه توانستند از وارونه نشان دادن حقايق نيز باز نماندند . در اين ميان دستهى سوسيال دموكرات قفقاز تحت رهبرى كميتهى ايالتى قفقاز به شرق روانه شد . چند تن انقلابى خود را به شهر رشت رساندند . اينان سه ماه در منزل دو تن از خوانين كه باهم برادر بودند ، مخفى شدند . اين دو نفر ( خوانين ) به علت خصومتى كه با شاه داشتند به انقلابيون پيوسته بودند . در 25 ژانويه سال 1909 ( دوم محرم سال 1327 قمرى ) يك مجمع سرّى تحت نظر سوسيال دموكراتها در منزل خانها برپا شد . در اين جلسه چند تن دروشاكيست نيز از آن جمله يفرم شركت داشتند » . مطالعهى نوشتههاى فوق الذكر و تأكيد آنها از طرف سيد احمد كسروى و نويسندگان ديگر تاريخ مشروطهى ايران اين حقيقت مسلم را در نظر هر انسان روشندل و صلحدوست
--> ( 1 ) - كسروى ضمن اشاره به اين نكته اطلاعات مربوط به كمكهاى مردم قفقاز را به ايران از نويسندگان روس اقتباس كرده است . دربارهى 22 تن مجاهد اعزامى از كميتهى انقلابى باكو مىنويسد كه « گويا اينان همانند كه به گيلان فرستاده شدهاند . ما از آمدن آنان به تبريز آگاهى نمىداريم . »