على اصغر شميم
501
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
2 - اشخاصى كه بر خلاف اين قوانين رفتار كنند ، مورد مؤاخذه سخت واقع خواهند شد . 3 - هركس به ديگرى تعدّى نمايد ، مورد تنبيه قرار خواهد گرفت . 4 - هرگاه از خانهاى به قراولى تيراندازى شود آن خانه با توپ خراب خواهد شد » . پس از اين اعلاميه باز عدهاى را دستگير كردند و به باغشاه بردند و جمعى را در انبار دولتى محبوس نمودند . چند نفر از مشروطهخواهان كه نتوانسته بودند از تهران فرار كنند از ترس آنكه مبادا گرفتار شكنجه مستبدين قرار گيرند خودكشى كردند « 1 » . در اين موقع وضع سياسى ايران شكل خاصى به خود گرفته بود ، بسيارى از دول جهان ، ايران را يك كشور دموكرات و داراى رژيم پارلمانى شناخته بودند و دولت مشير السلطنه كه پيش از انحلال مجلس بر سر كار آمده و از مجلس رأى اعتماد گرفته بود به عنوان يك دولت قانونى به كار خود ادامه مىداد . در حالىكه نه مجلسى وجود داشت و نه مرجع قانونى ديگرى كه در غياب پارلمان ناظر بر اعمال و رفتار شاه و دولت باشد . در كابينهى مشير السلطنه ، وزير امور خارجه ، براى ايجاد حسن تفاهم بين شاه و سفارت انگليس در تلاش و سعد الدوله ، رجل كهنهكار و دسيسهباز ، مشاور مخصوص محمد على شاه بود و هر روز به ملاقات او مىرفت . امير بهادر جنگ هم پيوسته از شرفيابى به حضور شاه سرافراز و بدينترتيب براى شادكامى و كامروايى شاه تمام مقتضيات موجود و كليهى موانع ، ظاهرا ، مفقود و فقط يك انديشه جانكاه بود كه عيش و عشرت و كامروايى را بر شاه حرام مىكرد و آن بيم و نگرانى عميقى بود كه از قيام آزادمردان دلير و مبارز آذربايجان بهويژه مجاهدين از جان گذشته تبريز داشت و ما خواهيم ديد كه اين وحشت و نگرانى شاه تا چه حد بجا و درست بوده است « 2 » .
--> ( 1 ) - « تاريخ انقلاب مشروطيت ايران » ، نگارش دكتر مهدى ملكزاده ، جلد چهارم ، صفحهى 167 و 170 . ( 2 ) - ملك الشعراء بهار ( محمد تقى ) بزرگترين سخنور دورهى معاصر كه از جوانى سرى پرشور و دلى آكنده از مهر وطن داشته و دوران كامروايى محمد على شاه قصيدهى بسيار شيوايى مستزادى سروده كه در اينجا چند بيت آن را نقل مىكنيم : با شه ايران ز آزادى سخن گفتن خطاست * كار ايران با خداست مذهب شاهنشاه ايران ز مذهبها جداست * كار ايران با خداست شاه مست و مير مست و شحنه مست و شيخ مست * مملكت رفته ز دست زين سيه مستان به هرسو فتنه و غوغا بپاست * كار ايران باخداست هر دم از درياى استبداد آيد بر فراز * موجهاى جانگداز زين تلاطم كشتى ملت به گرداب بلاست * كار ايران با خداست « تاريخ احزاب سياسى ، تأليف ملك الشعراء بهار »