على اصغر شميم
489
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
محمد على شاه پس از مشورت با مشاورين روسى خود ، شاپشال و لياخوف ، به همراهى آن دو تن گارد سلطنتى از كاخ شهرى خارج شد و به جانب باغشاه روانه گرديد . در همان حال براى فريب مردم و انحراف توجه عمومى دستور داد تا واحدهاى قزاق و دستههاى توپچى جلوى بهارستان شروع به مانور كردند ، چند روز پيش از آنكه محمد على شاه به باغشاه برود ، در تبريز بين مستبدين و خواهان رژيم خودسرى شاه و آزاديخواهان آن شهر كشمكش آغاز گرديده و هريك از طرفين به تجهيز قوا و تحكيم مواضع خود سرگرم بودند . در باغشاه توپخانهى دولتى رو به بهارستان مستقر گرديده و گارد سلطنتى نيز زير فرمان لياخوف در انتظار دستور شاه به حالت آمادهباش درآمده بودند . در حدود ششصد تن مجاهد مسلح به تفنگ و عدهاى مردم مسلح به سلاحهاى سرد از قبيل شمشير و قداره و خنجر و مانند آنها در اطراف بهارستان و مسجد سپهسالار و يكى از عمارات واقع در كنار ميدان بهارستان به نگهبانى ايستاده و هر لحظه منتظر حملهى قزاقان و نيروى دولتى بودند و عمارت و باغ كنونى وزارت فرهنگ را كه آن زمان متعلق به ظل السلطان بود ، در دست داشتند . نيروى مدافع آزادى در برابر افواج قزاق و توپخانهى دولتى بسيار ناچيز به نظر مىآمد . به ويژه كه همهى مجاهدين ورزيده و جنگديده نبودند و فقط بين آنان چند تن از افسران سابق قزاقخانه از قبيل ابو الفتحزاده و چند نفر ديگر ، كه به يارى مجاهدين شتافته بودند ، با فن جنگ آشنايى داشتند ؛ ضمنا ميرزا صالح خان وزير اكرم حكمران سابق تهران كه محمد على شاه او را عزل كرده بود ، با نوكران و تفنگچيان خود به مجاهدين پيوسته بود . مجاهدين روزها تا پاسى از شب در سنگرهاى خود مىماندند و شب به خانهى خود مىرفتند و فقط هفتاد مجاهد براى نگهبانى در بهارستان و سنگرهاى اطراف آن تا سحرگاه پاى مىدادند . در جلسهى روز يكشنبه 21 جمادى الاولى 1326 وزرا به مجلس رفتند و از طرف محمد على شاه به بهانهى رفع اختلاف و كشمكش بين دولت و ملت سه مطلب را عنوان كردند : 1 - اقتدارات شاه مانند امپراتور آلمان باشد ، به اين معنى كه دولت و وزرا فقط در مقابل شاه مسئول باشند و مجلس حق بازرسى و نظارت و عزل و نصب آنها را نداشته باشد . 2 - شاه حق داشته باشد هميشه ده هزار قشون مسلح در اختيار خود در تهران داشته باشد . 3 - شاه اختيار تام در كار قشون داشته باشد و وزير جنگ را شاه شخصا انتخاب كند و در مقابل شاه مسئول باشد و از خود اختيارى نداشته باشد . با آنكه عدهى زيادى از مجلسىها با دربار و شاه راه پيدا كرده و خود را فروخته بودند ، هر قدر هم مىخواستند استرضاى خاطر شاه را به عمل بياورند و خوشخدمتى بكنند ، ممكن نبود در مقابل سيل افكار عمومى آزاديخواهان از جان گذشته تقاضاهاى سهگانهى شاه را كه نقض