على اصغر شميم
478
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
مقدس ياد مىكنم . . . » . از مطالعهى سطور بالا برمىآيد كه سيد محمد رضا مساوات سبك خاصى در روزنامهنويسى داشته كه مىتوان اساس آن را ، ريشخند و تمسخر دانست . چنانكه از راه سخريه و استهزاى ايراندوستى را به شاپشال مستشار روسى و علم و دانش را به مرد بيسوادى چون امير بهادر و رحم و انصاف را به مرد سفاك و بىرحمى چون ظفر السلطنه نسبت داده و ضمنا مخالفين آزادى را كه در لباس روحانيت و مذهب به دادن فتواى تشكيل انجمن و امثال آن مبادرت مىكردند ، سخت مورد انتقاد قرار داده است . كسروى كه ما نوشتهى مساوات را از كتاب او نقل كردهايم ، بعضى از نوشتهها و اقدامات مدير آن روزنامه را از لحاظ اخلاقى مورد انتقاد قرار داده و از آن جمله نوشته است كه مساوات يك چلوار بزرگ به نامه ، استشهادنامه ، آماده كرد كه در آن گواهى مردم را دربارهى بدكاره بودن ام الخاقان ( مادر محمد على شاه ) خواستار گرديد و آن استشهادنامه را به بازار فرستاد تا مردم گواهى كنند و بدينترتيب رسوايى به بار آورد . بعدها بعضى از وعاظ نيز بالاى منبر ، شاه را پسر ام الخاقان ( كنايه از كسى كه پدرش معلوم و مشخص نيست ) خواندند . كسروى تندروى مساوات و كسان ديگر را در بدگويى نسبت به محمد على شاه عامل مهمى در نزديك شدن شاه به روسها دانسته مىنويسد : « بدينسان دشمن ( محمد على شاه ) را به خود برمىآغالانيدند « 1 » بىآنكه در انديشهى ايستادگى نيز باشند و نيرو بسنجند . از يكسو مجلس با محمد على ميرزا آن سست نهادى را مىنمود و از يكسو روزنامه اين تندىهاى بىاندازه را نشان مىدادند » . جرايد ارگان آزاديخواهان و مليون تبريز در تهييج افكار عمومى و مبارزه با نيروى استبداد كه لبهى تيز سلاح خود را به آذربايجان و شهر قهرمان تبريز متوجه ساخته بود ، نقش مؤثرى داشتند و كسروى ضمن اشاره به روزنامههاى مجاهد « 2 » و
--> ( 1 ) - آغاليدن - تحريك كردن مردم به جنگ و آشوب و انقلاب . فرهنگ شميم ، صفحهى 39 . ( 2 ) - مدير و ناشر روزنامهى مجاهد ، سيد محمد شبسترى معروف به ابو الضيا بود كه روزنامههاى الحديد و ايران نور انتشار داده بود . وى چون در روزنامهى خود شرح موهنى دربارهى سيد كاظم يزدى مجتهد مقيم نجف درج كرد مورد تعقيب متعصبين قرار گرفت و او را چوب و فلك و از تبريز تبعيد كردند . روزنامهى مجاهد ارگان سوسيال دموكراتهاى تبريز بود . در رشت نيز روزنامهاى به نام مجاهد در سال 1325 قمرى منتشر مىشد كه فقط تا 5 شماره دوام يافت .