على اصغر شميم
476
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
« مگر به گوش سليمان ز من رساند باد * نصيحتى كه در او خير سلطنت باشد » « ما نه خواب جاه مىبينيم و نه در انديشهى مقاميم . ما با همه افراد كوشش در حفظ كشور زايشگاه و صيانت هموطنان خود مىنمانيم و هرگز پا از جادهى حقيقت فراتر ننهيم . ميان اتباع و بندگان زرخريد فرقى است ، تسليم به حصر و از خودخواهان زيبندهى بندگان است نه درخور مردمانى كه برده نبوده بلكه آزادگانند ، نه بلكه با خود سلطان يكسان مىباشند . وظيفهى مردم است كه فقط شئون پادشاه را از لحاظ سرپرستى محترم شمرده و مراعات نمايند ، مشروط بر اينكه شاه نيز به وظايف حراست و شبانى خود قيام و اقدام نمايد . گوسفند از براى چوپان نيست ، بلكه چوپان براى خدمت اوست » . سلطان العلماى خراسانى مدير باشهامت و نويسندهى انقلابى روح القدس طى مقالهى تند و آتشين خود خطاب به شاه چنين مىنويسد : « خوب بود پس از مست بازارى اتوكراسى ، شما قدرى به هوش آمده احساسات خود را بهبودى داده ، چشمها را باز نموده ، به سلطنت خود و از آن ديگران مىنگريستيد . آيا همه شاهان جهان از وظايف خود تن باز زده ، از انجام تكاليف روگردان شده و هم خود را صرف قصابى كردهاند ؟ . . . آيا ممكن نيست كه داستان لويى شانزدهم در اين سلطنت تكرار شود ؟ به راستى كه حق سبحانه تعالى قادر به انتقام است : سر شب سر قتل و تاراج داشت * سحرگه نه تن سر ، نه سر تاج داشت « 1 » « آيا مىداند كه از هر قطره خون فدايى شمارهى 41 عباس آقا آذربايجانى يك فدايى بزرگتر براى هدفى عالىتر برمىآيد تا امر حق تكميل گردد ؟ بايستى با نظر عبرت بر شاهانه دريافته بفهمد كه : با مار و افعيان خوشخط و خال فريبنده كه پر از زهر قتالهاند ، بازى كردن خردمندانه نيست و نبايد بىمهابا و در پنهانى با نابودكنندگان اين سلطنت و نمايندگان دول بيگانه به مشورت پرداخت ( اشاره به گفتگوى محمد على شاه با سفير روس ) زيرا دزد بازار آشفته مىخواهد و بيگانه در بند پيشرفت و سود خود است . ايشان بايد به خوبى دريابند كه ميان اتباع اين دولت و رعاياى ساير دول فرقى نيست ، بايد ذلت اينها هم تبديل به عزت گردد . چه در برابر سادت اجنبى ، فرمانروايى پادشاهى كه رؤياى شاهنشاهى را در سايهى بوق و منتشاى
--> ( 1 ) - لويى شانزدهم در جريان انقلاب كبير فرانسه ( 1789 - 1792 ) به دستور كميتهى انقلابى پاريس به وسيلهى گيوتين اعدام شد .