على اصغر شميم
474
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
افتاد ، بناى فحاشى را گذارد و با آن صداى ذيل ، ( صداى زير و نازك ) كه شبيه به صداى خواجگان بود ، فرياد كشيد : مگر تو حاكم اين شهر صاحب مرده نيستى ؟ اين چه اوضاعى است ؟ بازار را چرا تعطيل كردهاند ؟ اين چه بساطى است ؟ من عرض كردم : قربان بنده كه نمىتوانم جلو احساسات يك ملتى را بگيرم . از شنيدن لفظ ملت چنان متغير و آشفته شد كه چند قدم به طرف من دويد و يقين دارم اگر اسلحهاى در دست داشت مرا مىكشت . سپس فرياد كرد ملت ، ملت . . . ملت را به شما نشان خواهم داد . يكى از درباريان چاپلوس كه بيش از ديگران مقرب درگاه بود براى اينكه خشم شاه را تخفيف بدهد گفت : قربان مردم در اين كارها گناهى ندارند و همه قلبا شاهپرستند و از كشته شدن مرحوم اتابك متأسف هستند . اين بازىها را ملك المتكلمين و سيد جمال ( سيد جمال الدين واعظ اصفهانى ) فراهم مىكنند . از شنيدن اسم ملك المتكلمين و سيد جمال ، محمد على شاه چنان برافروخته شد و رنگش سياه گشت كه ما همه ترسيديم كه شايد سكته كند و يا ديوانه شده است ، دندانهايش را به هم فشار داد و با خشم و غضبى كه نظير آن را هرگز نديده بودم ، گفت : يك نفر باغيرت پيدا نمىشود مرا از دست اين دو نفر . . . نجات بدهد « 1 » ؟ » اما ادوارد براون دربارهى اقدام دليرانهى عباس آقا و نتايج آن چنين مىنويسد : « بديهى است كه ترور اين وزير مقتدر و جاهطلب تأثير بسيار عميقى در رجال نمود . خبرنگارى در نامهى 5 دسامبر 1907 خود مىنويسد : « عمدهى وقايع چند ماههى اخير قتل اتابك بود كه مسير جريان نهضت آزادى را تغيير داده و نشان داد كه اين بازى كودكانه نيست كه ارادهى تسليمناپذير در كار است كه ايرانيان حاضر شدهاند هر وزيرى كه دسايسى بر ضد آزادى تازه به دست آوردهشان بنمايد از ميانش بردارند . من هميشه از تصويب جنايت سياسى بيزار هستم ولى از اينكه اين قتل ، بىاندازه به نفع نهضت اصلاحطلبانه بوده ، تشخيص ديگرى غيرممكن است . از آن پس ديگر كسى جرأت آشكارى در مخالفت با مجلس نكرد و بالاخره مجلس توانست به انجام كارهاى سودمندى دست بزند » . « ابتدا در واقع از اين عمل نابكارانه در صحنهى مطبوعات ايران هول و هراسى مقرون به اكراه ابراز گرديد ولى متعاقب آن بهويژه هنگامى كه قرارداد روس و انگليس آفتابى شد ، مجراى احساسات توده قويا به موضوع قتل و عباس آقا معطوف گرديده او را به نام وطندوستى كه جان خود را براى رهايى كشور از دست يك خائن فدا كرده ، تقديس و محترم داشتند و روز چهلم مرگش گروهى انبوه از مردم به قبرش شتافته و به ياد او ( عباس آقا ) احترامات و سخنرانىهايى در ستايش عمل او روى قبر ادا نمودند و حق حرمت او را كاملا به جاى آوردند .
--> ( 1 ) - « زندگانى ملك المتكلمين » نگارش دكتر ملكزاده ، ص 226 .