على اصغر شميم
45
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
مرد بيجاره را كندند . اما بعد از آن چنين مىنمايد كه از كرده نادم گشته ، حكم داد تا مواجبش را مضاعف نموده ، بقيهى عمر او را از خدمت معاف دارند . « بالجمله طبيعتى منتقم داشت « 1 » و حب جاه و مال بر مزاجش غالب و رسوخش در مزاج ديگران به غايت بود . از شناسايى وى بر طباع و قوه ، اخفاى سراير خود بود كه بايد گفت بر دشمنان خويش ظفر يافت . حتى اينكه در معركهها تا كار به حيلت از پيش رفتى به شمشير وسيلت نجستى » . « افعال اواخر ايام حيات نادر شاه يك سبب كلى و نرمى و ملايمت كريمخان نيز سبب وضعى كه ايران داشت ، مىتوان گفت سبب ديگر بود كه از اطراف مملكت هركس توانسته لواى خودسرى برافراشت و آغا محمد خان به تدبير سرهاى پرغرور را از پاى انداخته ملك را آرام ساخت » . « با اهل شريعت به احترام و رأفت زيستى . مفسدان بر كسى ابقا نكردى . ضباط و عمال و اعيان مملكت و سپاهى و قطاع الطريق هركس از حد خود تجاوز نمودى ، سزاى خود ديدى . با امراى در خانه ( دربار ) مكرر سخت گرفتى و گاهگاه ظلم كردى ، مگر با حاجى ابراهيم كه از سايرين به اعتماد و احترام امتياز داشت » . « القصه آغا محمد خان چون ثمرهى اختلاف زنديه را ديده بود ، در ايلاف و ائلاف قاجاريه به غايت جهد مبذول داشت . چنانچه بعضى كشتن و برانداختن برادرهايش را به جهت انجام اين مطلب مىدانند . از اين گذشته بعضى تغييرات جزئى در بعضى رسوم در خانه داد . از آن جمله هروقت از جنگى مراجعت كردى بسيار كم بود كه مردم تهران را اذن استقبال دادى و اگر جزئى فتوحى شدى ، نمىگذاشت كه على الرسم فتحنامههاى اغراقآميز نويسند و همچنين انشاء و القاب در نوشتهجات دوستى نداشتى و هروقت منشى فرمانى يا رقمى نزد وى خواندى ، گفتى مزخرفات را رها كن و مطلب را بگو و هميشه گفتى تا مضمون حكم او را چون لازم شدى ، به عبارتى سهل المأخذ بنويسند » . « سلوك وى با سپاه بهتر از ساير طبقات رعايا بود . مشاهره و مواجب سپاهيان غالبا به قاعده و به وقت رسيدى . كس را بدون فرمان پادشاه ياراى آن نبود كه دست به غارت برگشايد ولى چون فرمان صادر شدى ، هركس هرچه يافتى مالك مطلق وى گشتى چنانكه در قتل و
--> ( 1 ) - چون آغا محمد خان كريمخان را كشندهى پدر خود مىدانست ، از خشمى كه در دل داشت و كارى از او برنمىآمد ، شبها كه بر سر خوان كريم خان مىنشست با خنجر زيرانداز را ريزريز مىكرد « فارسنامهى ناصرى » .