على اصغر شميم

419

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

عموم افراد ملت ايران نسبت داده‌اند « 1 » ، اخلاص و محبت خاص خود را نسبت به ايران و ايرانى به صورت بارزى نشان داده است . ادوارد براون تقريبا جميع آنچه را كه ناظم الاسلام كرمانى در كتاب « تاريخ بيدارى ايرانيان » به عنوان عوامل و موجبات انقلاب ايران آورده در كتاب خود شرح داده و صريحا نوشته كه اين مطالب از كتاب بيدارى نقل شده است . همچنين مسائلى از قبيل اعطاى امتياز انحصارى توتون و تنباكو از طرف ناصر الدين شاه و كوشش‌ها و اقدامات سيد جمال الدين اسدآبادى ( كه براون او را قهرمان اتحاد اسلامى خوانده است ) و كشته شدن ناصر الدين شاه و تأثير آن در محافل دربارى و ملى و امثال آن‌كه مورد توجه نويسندگان داخلى بوده ، و بالاتر به آن‌ها اشاره كرده‌ايم ، مورد بحث براون نيز قرار گرفته و به‌طور كلى مىتوان گفت كه بين مندرجات كتاب ادوارد براون و آثار ناظم الاسلام و كسروى در آن قسمت از مسائل و مطالب كه مستقيما مربوط به علل و عوامل و جريان انقلاب مشروطه است ، مشابهت كامل وجود دارد ، با اين تفاوت كه ادوارد براون يك نفر انگليسى بوده و شخصا هيچ‌گونه نفع خاصى در جريان انقلاب ايران نداشته و حوادث و عوامل و موجبات انقلاب را از نقطه‌ى ديد يك نويسنده‌ى غيرايرانى مورد تجزيه و تحليل قرار داده است . براون ، بر خلاف نويسندگان داخلى كه كليه‌ى افراد و عناصر مؤثر در نهضت انقلابى را در يك رديف قرار داده‌اند ، آنان را به دو دسته‌ى متمايز تقسيم كرده و در اين‌باره چنين مىنويسد : « كاركنان نهضتى را كه من در صفحات آينده نام برده و سعى داشته‌ام از لحاظ پى بردن به آثار تاريخى و رشد آن‌ها گفتگو شد ، درست عبارتند از : مشروطه‌خواهان و مليون ، يعنى مخالفين حكومت استبداد مشروطه‌خواه يعنى كسى كه آرزومند قانون و شورويت به جاى خودمختارى و

--> ( 1 ) - بايد دانست آنان كه با اهانت و گستاخى درباره‌ى ايرانيان سخن مىرانند ، عموما يا دروغ‌پرداز يا هوچى منفى باقى هستند كه براى شهرت خود در سير اقاليم مجال بررسى و قضاوت بىطرفانه‌اى از روى متانت درباره‌ى يك ملت را ندارند يا مسافرين قطبى كه در يك گردش شتاب‌زده از خليج‌فارس تا درياى خزر داستان‌ها و اظهار عقيده‌ى اروپاييانى را كه در سر راه خود برخورد كرده گلچين كرده‌اند و براى خوانندگان خود با يك آب و تابى كه متكى بر خيالبافى فريبنده و مأخوذ از افسانه‌هاى شرقى است ( كه با ايران همان اندازه تفاوت دارد كه نروژ با پرتقال ) نقل مىنمايند و يا امتياز خواهان ناكام و سياسيون به مراد نرسيده مىباشند . از طرف ديگر آنان كه روابط دوستانه با ايران صفات داشته و كاملا آشنايى به زبان آنها پيدا كرده‌اند مانند آقاى ناپير ملكم ( Napier Malcom ) صفات دوست‌داشتنى را در نهاد آن‌ها زياد ديده و آنچه تحسين‌كردنى است كم نبوده‌اند . ( نقل از كتاب انقلاب ايران ، ادوارد براون ) .