على اصغر شميم
407
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
او ، بازار سازندگان و نوازندگان دربارى رونق كامل يافته و شايد به همان نسبت بر تعداد مطربان دورهگرد بازارى نيز ، كه غالب آنان از يهود بودند ، افزوده شده و در برابر موسيقى مذهبى ، موسيقى نشاطانگيز و استفاده از آلات موسيقى ايرانى رواج يافته و در خارج از حدود گروهها و دستههاى سازنده و نوازندهى دورهگرد ، كه بيشتر در مجالس عيش و طرب درباريان و مجالس عروسى و ختنهسوران ثروتمندان و متمكنين هنرنمايى مىكردند . كسانى نيز بنابر ذوق و اشتياق شخصى به فراگرفتن فن نوازندگى تار و كمانچه و سهتار و سنتور پرداخته ولى هيچگاه نوازندگى را وسيلهى امرارمعاش قرار نداده و همين دسته از افراد بودند كه موسيقى اصيل ايرانى را حفظ كرده و شاگردان ورزيده و ماهرى در اين فن تربيت كردند . تصنيف ابو القاسم عارف قزوينى شاعر ملى ايران در دوران انقلاب مشروطه دربارهى تصنيف در ايران مىنويسد : « نهتنها فراموشم نخواهد شد بلكه معاصرين دورهى انقلاب نيز هيچوقت از خاطر دور نخواهند داشت كه وقتى من شروع به تصنيف ساختن و سرودهاى ملى و وطنى كردم مردم خيال مىكردند كه بايد تصنيف براى ( فاحشههاى ) دربار يا « ببرى خان » گربهى شاه شهيد مانند ( گربه دارم الجه ، مىرود بالاى باجه ، مىآرد كلهپاچه ، گربه مرا پيشش مكن بدش مياد ) يا تصنيفى از زبان گناهكارى به گناهكارى در مضمون ( شهزاده ظل السلطانم ، چشم و چراغ ايرانم ، شاه بابا گناه من چه بود ) كه از يك نفر خطاكارتر از خود مىپرسد گناه من چه بوده ؟ . . . الخ گفته شود ، همچنين تصنيفهاى معمولى ديگر مانند : ليلا را بردند چال سيلانى ليلا * دايهاش ( براش ) آورد سيب و گلابى ليلا ليلا گل است خيلى خوشگل است ليلا « 1 » استاد روح اللّه خالقى پس از نقل قسمتى از نوشتههاى عارف دربارهى تصنيف ، در كتاب خود مىنويسد : « هرچند قلم عارف تند بىپرواست و كلمات مبتذل و قبيح اين تصانيف را هم ذكر كرده كه من حذف نمودم ولى مقصود او شرح اين نكته است كه تصنيفهاى آن زمان از لحاظ شعر ، انواع پستى بوده كه نمايندهى اوضاع آن دوره است . اما بهنظر نگارنده چنين مىرسد كه عارف براى اينكه ارزش خود را بيشتر كند ، به تصنيفهاى مبتذل اشاره كرده است در صورتى كه قبل از او
--> ( 1 ) - « كليات ديوان عارف قزوينى » به اهتمام عبد الرحمن سيف آزاد ، چاپ چهارم ، صفحهى 312 .