على اصغر شميم

398

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

طيبه شده و هم‌اكنون در جنب مسجد جامع خانه گرفته و كاشانه ساخته از زرها كه به عرق جبين و كد يمين حاصل نموده گاهى بورياى مسجد مىبافد . . » . فاضل خان گروسى به دستور فتحعلى شاه كتاب « انجمن خاقان » را كه تأليف آن به وسيله‌ى ميرزا احمد گرجى آغاز شده و ناتمام مانده بود ، تمام كرد و نسخ متعدد از آن كتاب تذكره را به خط زيباى خود نوشت و به شهرستان‌ها فرستاد . وى در سال 1258 هجرى قمرى در سن 58 سالگى بدرود گفت . 3 - نمايش و موسيقى نمايش هنر نمايشى يا تئاتر در ايران بعد از اسلام به علت منع مذهبى و مخالفت افكار عمومى جامعه‌ى دينى ايران با بسيارى از امور ذوقى و هنرى تا اواخر قرن چهارم هجرى به كلى منسوخ و متروك بود . براى اولين‌بار معز الدوله ديلمى ( احمد پسر بويه ) شاهنشاهى ديلمى ايران ( 334 - 356 هجرى قمرى ) پس از تسلط بر بغداد ، مركز خلافت عباسى ، عليرغم احساسات مذهبى خليفه و فقها و علماى اهل سنت دستور داد تا در آن شهر مجالس تعزيه‌ى سيد الشهدا حسين بن على ( u ) در دهه‌ى اول ماه محرم برپا شود . بازارها بسته شد و مردم به علامت عزا لباس سياه پوشيدند و از آن پس اين مراسم در غالب شهرستان‌هاى ايران به‌ويژه ايالات ساحلى درياى خزر و رى و آذربايجان معمول گرديد . نمايش مذهبى - مراسم عزادارى و سوگوارى بر فاجعه‌ى جانگداز كربلا به مرور زمان از صورت ساده و بىتكلف اوليه‌ى خود بيرون آمد و پس از حمله‌ى مغول و تركتاز تيمور با استقرار حكومت مقتدر صفويه در ايران رونق و جلوه‌ى خاصى يافت و در دوره‌ى قاجاريه علاوه بر تشكيل مجالس روضه‌خوانى و سينه‌زنى و زنجيرزنى و امثال آن‌ها نمايش‌هاى مذهبى براساس وقايع و حوادث فاجعه كربلا نيز معمول گرديد . نمايش مذهبى ، كه اكسيون و نتيجه‌ى آن هردو غم‌انگيز و يا به اصطلاح فن تئاتر از نوع تراژدى بود ، به وسيله‌ى دسته‌هاى مخصوص در ماه محرم و صفر و گاهى در روزهاى آخر ماه ذىحجه در دهات و شهرها اجرا مىشد و هميشه دو تيپ خوب و بد در اين نمايش بازى مىكردند . بازيكنان عموما مرد بودند و اجراى نقش تيپ زن نيز در اين نمايش‌ها با بازيگران مرد بود و كارگردان نمايش سعى مىكرد تا براى اجراى نقش زنانى حتى الامكان از مردانى كه صداى نازك داشتند ، استفاده كند . محل نمايش غالبا يكى از ميدان‌هاى شهر يا دهكده و يا ديالوگ‌ها ( گفتارها ) منظوم و با آهنگ و گاهى بدون آهنگ و به صورت گفتگوى معمولى بود .