على اصغر شميم

393

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

يا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد * يا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت يا به پايش نقد جان بىگفتگو خواهد فشاند * يا ز دستش آستين بر چشم تر خواهم گرفت يغماى جندقى - ميرزا ابو الحسن جندقى متخلص به يغما ، شاعر و نويسنده‌ى لطيفه‌گوى اواخر دوره‌ى قاجاريه كه هزل و هجو را به حد افراط رسانيده و به روايت ادوارد براون عبارت مخصوص يعنى تكيه‌ى كلام او « زن قحبه » بوده و چنين به‌نظر مىآيد كه اين گوينده و ميرزا حبيب قاآنى بيش از ساير گويندگان و شعراى ناصرى به خصوصيات اخلاقى پادشاه عياش و شهوت‌ران عصر خود آشنا بوده‌اند « 1 » . يغما مدتى از عمر خود را منشى مردى تندخو و هرزه دهان موسوم به ذو الفقار خان سمنانى بوده و گويا محض مشغول ساختن خاطر و جلب رضاى او غزليات و ادبيات كريه تعرض‌آميز خود را با تخلص سردار سروده و مجموعه‌ى آن را سرداريه نام داده است . يغما علاوه بر هزليات ، آثار زيادى از نظم و نثر جدى بسيار شيوا از خود به يادگار گذاشته و كليات آثار او به سال 1283 هجرى قمرى در تهران به چاپ رسيده است . يغما در عين‌حال ذوق و قريحه‌ى خود را در سرودن هزليات به كار برده ، مردى متدين و

--> ( 1 ) - طبع هرزه‌پسند ناصر الدين شاه را از اين روايت كه در كتاب « خاطرات سياسى امين الدوله » آمده است مىتوان دريافت : « . . . يكى از اجزاى خلوت پادشاهى مىگفت كه روزى شاه در باغچه‌ى گردش مىفرمود مرا نزديك خواست و آهسته گفت كه چون تو با مطرب‌هاى شهر و مردم هرزه‌گوهر جايى مأنوسى ، فلان مبلغ از صرف جيب معين مىكنم ، هر ماهه بگير و هر هفته روزنامه‌ى مشروح از همه جا و همه‌كس تحصيل كن و مخفيانه به من برسان . گفتم اطاعت مىكنم در همان هفته از رواةثقه و مردم دقيق مسموعات خود را كه از احوال عمومى تهران و پاره‌ى معاملات حكام در ولايات و بعض گفتگوهاى دولتى كه در مجالس مردم شده بود و اهميتى داشت مرتب كرده به حضور همايون تقديم داشتم ، گرفتند و در جيب گذاشتند . پس از دو روز باز در گردش باغ مرا طلبيده فرمودند : اين روزنامه نامربوط چه بود كه دادى ؟ عرض كردم از اشخاص معقول درستگو به دست آورده مقدمتا اين‌قدر توانستند اطلاعات بدهند ، اگر نقصى دارد بعد از اين تكميل مىشود . در روى من به تندى نگريسته گفتند : مقصود من اين خبرهاى متفرقه كه مايه‌ى پريشانى حواس است نبود ، خواستم از اتفاقات بامزه شهرى و اين‌كه كدام زن را به كدام مجلس بردند يا كدام مرد را در كدام حوزه به كار گرفتند ، در مستىها چه منازعات شد ، از خبرهايى كه نشاط خاطر بياورد و معرفتى به حال اشخاص پيدا شود . « خاطرات سياسى امين الدوله » ، صفحه 56 - 57 .