على اصغر شميم

359

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

يعنى در شرايط نيمه‌بردگى زندگى مىكردند . اما در شهرها گروه‌بندى برحسب حرفه و پيشه و جمعيت شهرى مركب بود از گروه‌هاى پيشه‌وران و اصناف گوناگون از قبيل : صنف بازرگانان و اصناف ، نانوا ، قصاب ، بقال ، عطار ، سبزىفروش ، علاف ، بزاز ، سقطفروش و مانند آن‌ها و گروه‌هاى حرفه‌اى از قبيل : خياط ، قناد ، نجار ، حلبىساز ، آهنگر ، دباغ ، رنگرز ، بنا و معمار و امثال آن‌ها بين گروه‌هاى صنفى ، صنف بازرگان مقام اول را داشت و مورد تكريم و احترام و اعتماد عمومى بود و اين صنف ، چنان‌كه خواهيم گفت ، در نهضت مشروطه‌طلبى نقش موثرى برعهده داشت . شرايط زندگى شهرى داراى جهات مشترك بود ، بدين معنى كه رئيس هر خانواده به نسبت بضاعت و سرمايه‌ى خود خانه‌ى شخصى داشت و خود و فرزندانش همگى در آن خانه زندگى مىكردند و فقط عده‌ى بسيار معدودى از سكنه‌ى شهرها خانه ملكى نداشتند . مشاغل در ميان خانواده‌هاى هر صنف و گروه تقريبا ارثى بود ، بدين‌صورت كه آهنگر ، پسران خود را از سن 7 سالگى در دكان خويش به كار مىگماشت تا حرفه‌ى پدرى را فراگيرند و چون پسرانش به سن بلوغ مىرسيدند ، سعى مىكرد تا دخترانى از خانواده‌هاى هم‌صنف خود به عقد ازدواج آنان درآورد و كمتر اتفاق مىافتاد كه يك آهنگر يا خياط براى ازدواج پسران خود درصدد خواستگارى دخترانى از خانواده‌هاى بازرگانان برآيند . در حقيقت همان‌طور كه شغل و حرفه در ميان هر گروه و صنف محصور و محدود بود ، برقرار كردن روابط سببى نيز غالبا در كادر محدود هر صنف و گروه دور مىزند . اصناف و صاحبان حرفه در كار و حرفه‌ى خود حدود و اندازه نگاه مىداشتند و نوع كالاهايى كه افراد هر صنف مىفروختند و حدود حرفه‌اى كه هريك از صاحبان حرفه بدان اشتغال داشتند ، معلوم و مشخص بود . عطار هيچ‌گاه لبنيات و بقولات و آنچه مربوط به صنف بقال بود ، نمىفروخت و بقال نيز از دادوستد قند و شكر و ادويه و چاى و كالاهايى كه در اختيار صنف عطار بود ، خوددارى مىكرد . آهنگر به كار حلبىسازى و حلبىساز به ساختن آلات و ادوات آهن نمىپرداختند . بدين‌ترتيب مشاغل و پيشه‌ها و حرفه‌ها با اصول ثابت و تغييرناپذير بين سكنه‌ى يك شهر تقسيم شده بود . علاوه بر مشخص بودن شغل و حرفه ، شيوه‌ى زندگى و آرايش خانه و وضع لباس اصناف و گروه‌ها نيز از يكديگر متمايز بود . مثلا بازرگانان عمامه‌ى شير شكرى يا منديل و يا كلاه پوست بخارايى به سر مىگذاشتند و قبا و لباده‌ى بلند و عباى نايينى اعلا مىپوشيدند و با طمأنينه راه مىرفتند . خانه‌هاى وسيع و بزرگ داشتند و اطاق پذيرايى خود را با مسند و پشتىهاى ساخته شده از قاليچه‌هاى زيبا و نفيس مىآراستند . اما افراد گروه‌هايى چون بقال و