على اصغر شميم
335
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
كاملا مساعد است ، قسمت عمدهى ماليات از غلات و ساير محصولات زمينى اخذ مىشد و در بعضى نواحى از گاودارى به سبب هر جفت گاو دو قران و در گيلان براى هر جيب زراعت برنج و توتون و توتستان ، پانزده قران ماليات مىگرفتند . اساس ماليات احشام و اغنام در ميان ايلات و عشاير بر تعداد احشام و براى هر رأس بز و گوسفند پانزده شاهى تا يك قران و براى هر گاو و خر يك تومان ( ده قران ) بود . نكتهى قابل ذكر اين است كه بسيارى از شاهزادگان قاجار همينكه بر مسند حكمرانى ايالت و ولايت تكيه مىزدند ، به ميل خود ميزان مالياتهاى مستقيم حوزهى فرمانروايى خود را بالا مىبردند . چنان كه ماليات اراضى مزروعى در بعضى از ايالات به تدريج از يك تومان به سه تومان رسيد و بعدها وزارت ماليه در فهرستهاى مالياتى ، ارقام دريافت شده جديد را ملاك عمل براى وصول ماليات قرار داد و اين ترتيب تا استقرار رژيم مشروطه باقى بود . در پارهاى از ولايات نيز حكام و مأمورين وصول ماليات بدعتهايى براى افزايش درآمد خود گذاشته بودند ، مثلا در بيجار گروس و كردستان هنگام نقل و انتقال رعايا و زارعين و دامداران از قريهاى به قريه ديگر و يا از چراگاهى به چراگاه ديگر مجبور بودند مبلغى از سى و چهار قران تا هشت تومان به عنوان آزاد بودن در نقل و انتقال ، به حكمران يا پيشكار ماليه بپردازند و اجازهنامه براى تغيير مكان دريافت دارند . علاوه بر تنوع مالياتها و آزادى عمل حكام و فرمانروايان ايالات در زمينه وصول آنها ، اين مسئله نيز قابلتوجه است كه بنا به رسم معمول آن زمان ، حكمرانان ولايات با دادن مبلغى رشوه و پيشكشى به صدراعظم و شاه به حكومت مىرسيدند ، و چنانكه بالاتر اشاره كرديم ، بقاى آنان بر مسند حكومت منوط به اين بود كه هر سال مبلغ پيشكشى را به دربار و مصادر امور در دار الخلافه تقديم كنند . بنابراين هر حكمرانى علاوه بر تعهدى كه در مورد ارسال مبلغ معين ماليات حوزهى خود به پايتخت داشت ، مبالغ ديگرى به زور و قلدرى از مردم وصول مىكرد تا هم جاى رشوه و پيشكشى تقديمى را پر نمايد و هم براى خود ثروتى اندوخته كند . سرپرسى سايكس كه خود سالها ژنرال قنسول بريتانيا در مشهد بوده است ، مىنويسد : « جمع ماليات و عوائد خراسان در سال 1905 ميلادى ( 1323 قمرى ) مبلغ يك صد و سى و هفت هزار و هفتصد و سيزده ليره « 1 » نقد و 778 / 21 تن غله ( گندم و جو ) جنسى بود . مقدار زيادى از غلات به جيرهخواران و بازنشستگان و قشون داده مىشد و فقط يك هزار و صد و شصت تن براى فروش باقى مىماند . مسئلهى تعيين قيمت غلات اشكالات زياد داشت و بديهى
--> ( 1 ) - در سال 1323 قمرى ( 1905 ميلادى ) هر ليرهى انگليسى معادل 59 قران بوده است .