على اصغر شميم
331
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
از آن كشك و بادنجان ، آى فاطمه خانم جان جواب ديگرى دريافت نمىدارد ، با كمال يأس از جا برخاسته ، مرخصى گرفته و تعظيم نمود و رفت . * * * نكتهاى كه با نهايت تأسف بايد ذكر كنيم اين است كه ، با وجود نفوذ فوق العادهى نمايندگان سياسى روسيه و بريتانيا در دربار و دخالتهاى روزافزون آنان در امور سياسى و حتى مسائل روزمرهى داخلى ، وزارت امور خارجهى ايران جز نامى بيش نبوده است و اصولا از اواسط سلطنت فتحعلى شاه به بعد يعنى پس از عقد قراردادهاى شوم گلستان و تركمانچاى با روسيه ، مشى سياست خارجى ايران به وسيلهى عمال روسيه و بريتانيا تعيين مىشده و به عبارت ديگر سياست خارجى كشور ما تابع سياست و تمايلات و اغراض و منافع دو دولت زورمند هماسيه بوده و در جزر و مد و كشاكش رقابت سياسى و اقتصادى آن دو دولت قرار داشته است . تا آغاز زمامدارى اميركبير نفوذ و مداخله سفرا و وزراى مختار روس و انگليس در ايران به حدى بود كه شاه و وزيران مىبايستى ميل و ارادهى وزيرمختار انگليسى يا روس را مانند وحى منزل و قانون جارى محترم و مطاع بشناسند . نمايندگان سياسى خارجى هر وزيرى را كه تحت حمايت خويش مىگرفتند ، آن وزير مرتكب هر خلافى مىشد از مؤاخذه و بازخواست شاه مصون بود . امير در راه قطع ريشهى نفوذ خارجى بسيار كوشيد و حتى در واقعهى مشهد و دفع فتنهى سالار با آنكه سفراى روس و انگليس به ميانجىگرى برخاستند ، امير به هيچوجه زير بار نرفت و به قول سر رابرت واتسن ، مؤلف « تاريخ قاجار » گفت كه اگر آشنا كردن مردم مشهد به وظايفشان مستلزم قتل بيست هزار نفر باشد ، او اين حالت را بر تصرف شهر به وساطت خارجيان ترجيح مىدهد . اميركبير ، بدون آنكه نسبت به خارجيان عناد و دشمنى داشته باشد به وسيلهى مأمورين خفيهى خود از اعمال و نقشهها و اقدامات آيندهى آنان قبلا مطلع مىشد و اقدامات آنان را خنثى مىكرد . بزرگترين دليل عدم خصومت امير با فرنگىها اين بود كه خود او به استخدام معلمين و مستشاران و كارشناسان اروپايى اقدام كرد و محصل و صنعتگر به اروپا فرستاد ، اما بعد از امير ، صدارت به دست كسى افتاد كه در زمان زمامدارى خود امير ، سفارت بريتانيا نهايت كوشش را براى شركت دادن او در ادارهى امور كشور ايران به كار بسته بود و بدينترتيب راه نفوذ مستقيم وزيرمختار انگليس در مسائل و امور كلى و جزئى ايران باز شد و رقيب سياسى اين وزيرمختار يعنى سفير روسيه نيز بر فعاليت و تلاش خود افزود و دايرهى نفوذ اين دو رقيب سياسى در ايران روزبهروز وسيعتر گرديد و بار ديگر شاه و دربار و شاهزادگان ،