على اصغر شميم
329
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
امور خارجه بود و بار دوم نيز از 1262 تا 1265 قمرى اين سمت را داشت « 1 » . روش برخورد وزراى دول خارجهى ايران با سفرا و نمايندگان سياسى مقيم دربار ايران كه در آغاز امر فقط هيئتهاى نمايندگى روس و انگليس بودند ، برحسب خصوصيات اخلاقى و شخصيت وزراى خارجه ، مقتضيات زمان و طرز تفكر پادشاه وقت متفاوت بود ولى آنچه كه بهطور كلى در اينباره مىتوان گفت ، اين است كه اكثر وزراى دول خارجهى ايران در برابر سفرا و وزراى مختار روس و انگليس تواضع و نزاكت سياسى را تا حد اظهار زبونى و حقارت رعايت مىكردند و تنها اميركبير بود كه شخصيت ممتاز و غرور ملى ايرانى را در قبال نمايندگان سياسى خارجى به حد اعلا نشان مىداد و ما در اين مورد براى اطلاع خوانندگان گرامى از شهامت اخلاقى و قدرت نفسانى و طرز فكر اميركبير و درجهى گستاخى و غرور و تكبر بعضى از سفرا و نمايندگان خارجى « 2 » دو روايت را از كتاب « ميرزا تقى خان اميركبير » ، تأليف دانشمند
--> ( 1 ) - وزراى خارجهى ايران از سال 1265 تا 1324 قمرى عبارت بودهاند از : ميرزا تقى خان اميركبير با نيابت ميرزا محمد على خان شيرازى ( 1265 تا 19 رمضان 1267 ) ، ميرزا محمد على خان شيرازى ( 19 رمضان 1267 - 18 ربيع الثانى 1268 ) ، ميرزا سعيد خان موتمن الملك ( كفيل وراث ) ( ربيع الثانى 1268 - ربيع الثانى 1269 ) ، ميرزا سعيد خان موتمن الملك در دورهى اول وزارت ( ربيع الثانى 1269 - شعبان 1290 ) ، حاجى ميرزا حسين خان قزوينى مشير الدوله سپهسالار اعظم ( شعبان 1290 - شوال 1297 ) ، دورهى دوم وزارت دوم وزارت ميرزا سعيد خان موتمن الملك ( شوال 1297 - 1301 ) ، محمود خان ناصر الملك قراگزلو ( 1301 - 1303 ) ، يحيى خان مشير الدوله برادر سپهسالار اعظم ( 1303 - 1305 ) ، ميرزا عباس خان قوام الملك ( 1305 - 18 محرم 1314 ) ، ميرزا على اصغر امين السلطان با نيابت ميرزا نصر اللّه خان مشير الملك نائينى ( 18 محرم 1314 - جمادى الاول 1314 ) ، حاجى شيخ محسن خان مشير الدوله ( جمادى الاولى 1314 - 1317 ) ، ميرزا نصر اللّه خان نائينى مشير الدوله ( مشير الملك سابق ) ( 1317 - 1324 ) . مشير الدوله يكى از تدوينكنندگان قانون اساسى مشروطيت بود كه در مجلس اول به تصويب رسيد . ( 2 ) - حاجى ميرزا آغاسى در يكى از مراسلات خود به محمد شاه چنين مىنويسد : « كمترين بنده مىخواستم تا عباسآباد ( دهكدهى ملكى خود حاجى ) بروم اما به واسطهى اينكه جناب وزيرمختار انگليس تشريف خواهند آورد نتوانستم . نه بنده مىميرم نه آنها دست مىكشند ، نه وجود مبارك صحت كامل مىيابند كه پدر اينها را از گور درآورند . حالا جناب وزيرمختار دولت ( انگليس ) منتظر است كه يكى از نوكرهاى متشخص در خانهى ( دربار ) شال و كلاه كرده برود و عذر بخواهد كه چرا دير ملك ايران را تصرف كرديد ، نمىدانم مقدر چيست و براى چه اين ذلت را بكشيم به سر مبارك اعليحضرت شاهنشاهى روحنا فداه و ، انه لقسم عظيم نزديك است به مرگ مفاجات ( مفاجاة ) بميرم . نه دنيا دارم نه آخرت نه آبرو . نوكر دولت روسيه مرا به قراول