على اصغر شميم
312
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
شاه ، اعمال خودسرانه و تجاوزات و تعديات اكثر شاهزادگان قاجار نسبت به جان و مال و ناموس مردم نقش بسته است . نتيجهى منطقى اين روش حكومت كه آن را به يك تعبير مىتوان « حكومت ايلياتى » يا « حكومت خانوادگى » نيز ناميد ، از اين قرار بود : الف - به قول ميرزا على خان امين الدوله ، استقرار شاهزادگان در ايالات و ولايات بر استحكام مبانى سلطنت مىافزود . اين عقيدهى رجال سياسى عصر قاجار را بدون دليل مىتوان پذيرفت ، زيرا دوام و بقاى شاهزادگان در مقام فرمانروايى ، مستلزم بقاى سلطنت و درجهى نفوذ و قدرت آنان ، تابع نفوذ و قدرت شاه بود و طبعا در راه تحكيم اساس سلطنت خانوادگى مىكوشيدند و شايد دوام سلطنت خاندان قاجار را گذشته از عوامل مربوط به ديپلماسى روس و انگليس ، تا حدى بتوان نتيجهى روش حكومت خانوادگى دانست . ب - هريك از شاهزادگان به تفاوت مقام و درجهاى كه داشتند ، دستگاهى مركب از وزير و مستوفيان و نوكران ، يعنى كارمندان دولت و پيشكاران و عدهى زيادى مستخدم و عمله حضور و عمله خلوت و فراش و فراشباشى و امثال آنان ، براى خود ترتيب داده بودند و هزينهى هنگفت اين دستگاهها ناچار از خزانهى مملكت تأمين مىشد و چون هر شاهزادهاى مىكوشيد تا در ميدان رقابت و همچشمى با شاهزادگان ديگر بر آنان سبقت جويد ، روزبهروز بر تفصيل دستگاه ادارى شاهزادگان در ولايات افزوده و به همان نسبت هزينهى بيشترى بر خزانهى كشور تحميل مىشد . فتحعلى شاه قاجار به قول جهانگير ميرزا ( فرزند عباس ميرزا و نوهى فتحعلى شاه ) مؤلف كتاب « تاريخ نو » ، « آثار مهمى در صفحهى روزگار باقى گذاشت و از آن جمله اولاد امجاد ايشان است . در حين وفات 53 نفر اولاد ذكور صلبى داشتند و قريب به 60 نفر اولاد اناث كه بعد از وفات خاقان مغفور باقى بودند . سواى نبيره و نتيجه و با توجه به توالد و تناسل اين عده ، مسلم است كه تعداد شاهزادگان بلافصل و شاهزادگان درجهى دوم بعد از پنجاه سال به چه حد و پايهاى رسيده است . اين عده مىبايستى از خزانهى مملكت حقوق مستمرى و خرج خانه دريافت كنند و حتى المقدور به مقام حكومت و ولايت برسند » . ج - پادشاهان قاجار به روش و سنت ايلخانان مغول و پادشاهان تيمورى و با تأسى به سلاطين صفويه رسم تيول بخشى را پيش گرفته ، براى تأمين خرج گزاف شاهزادگان و شاهزاده خانمها املاك و مزارع خاصه دولتى را به آنان مىبخشيدند و بدينترتيب شاهزادگان ، علاوه بر عنوان شاهزادگى و انتساب به مقام شامخ سلطنت داراى املاك مزروعى نيز شدند و در رديف ملاكين قرار گرفتند و نفوذ معنوى را با قدرت مادى توأم ساختند .