على اصغر شميم
283
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
ترديدى دست داشته كه دسترسى به آنها براى نگارنده بسيار دشوار و شايد در حال حاضر غيرممكن بود ، جريان اعطاى امتياز به دارسى و آغاز عمليات و تحصيل سرمايه دولت انگليس بدون تصرف در عبارات از آن در اينجا نقل و اين نكته اضافه مىشود كه هرچند در حال حاضر موضوع آن امتياز منتفى شده است ولى درج آن در اين كتاب براى عبرت نسل جوان كنونى و نسلهاى آينده لازم به نظر آمد « 1 » : در باب طرز به دست آوردن امتياز دارسى افسانهى شگفتآورى منتشر شده است كه هيچ مبنا و اساسى ندارد و به اندازهاى متناقض و اغراقآميز است كه باور كردن آن براى شخص بىغرض و كنجكاوى كه مايل است مطالب را با ادله و برهان بپذيرد ، بسى دشوار مىباشد . افسانهى مزبور را چند نفر از نويسندگان فرانسوى و اتريشى يا به عبارت صحيحتر روزنامهنويسان اين كشور ساخته و پرداختهاند . اولين دفعه قصه دارسى و ربودن امتياز او به دست مأمورين خفيهى انگليس در مجلهى لاگراپوئيو « 2 » تحت عنوان « جدال را كفلر و دتردينگ » در پاريس منتشر گشت . بعد آنتوان زيشكا « 3 » در كتاب خود موسوم به « جنگ مخفى براى نفت » آورد . سپس هروقت كسى خواست قصه و افسانهاى راجع به نفت بنويسد آن را نقل كرد . در ايران اولين مرتبه اين افسانه در روزنامهى « شفق سرخ » منتشر گشت و چون مردم ايران نظر خوبى نسبت به امتياز دارسى نداشتند ، با رغبت زياد آن را قبول كردند . بىشك اگر دقتى در وقايع مذكور و در افسانهى مزبور شود ، معلوم خواهد شد كه اساسى ندارد و خود آنتون زيشكا هم ضمنا به افسانه بودن آن معترف است . بههرحال چون اين قصه و افسانه كهنه شده و بىاعتبارى آن هم مشهور است ، از آن مىگذريم و به شرح واقعى قضيه مىپردازيم : چند سال قبل از اعطاى امتياز دارسى ، مسيو دمرگان باستانشناس فرانسوى كه سالها در شوش مشغول كاوش براى كشف آثار باستانى ايران بود ، مقالهاى در مجلهى معادن « 4 » كه در پاريس چاپ مىشد ، نوشت و راجع به وجود نفت در غرب و جنوب غربى ايران شرح مفصلى
--> ( 1 ) - كتاب « پنجاه سال نفت ايران » تأليف مصطفى فاتح كه در سال 1335 شمسى پس از ملى شدن نفت ايران به چاپ رسيده است . ( 2 ) - La Grapouillot ( 3 ) - Anton Zischka روزنامهنويس اتريشى كه كتاب او را داوود داوودى ترجمه و منتشر نموده است . ( 4 ) - Les Annales Mincs