على اصغر شميم
268
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
روسيهى تزارى دانستهاند و رقيب سياسى او ميرزا على خان امين الدوله را عامل اصلى و يا لااقل از عمال قتل ناصر الدين شاه قلمداد كردهاند « 1 » . صدارت در دورهى سلطنت كوتاه مظفر الدين شاه بين امين السلطان و امين الدوله دست به دست مىگشت و دو دسته ، متمايز از هواخواهان آن دو در دربار و خارج از دربار براى حفظ مقام صدراعظم موردنظر خود در تلاش و كوشش بودند . خاطرات تلخى كه مردم آزاده و روشنفكر از دخالتهاى نارواى ديپلماسى روسيه و بريتانيا در امور داخلى ايران ، بهويژه در امور دربار داشتند ، موجب آن شده بود كه بسيارى از مردم عزل و نصب دو صدراعظم رقيب را نتيجهى مستقيم رقابت سياسى دو دولت روسيه و انگليس در ايران بدانند و هريك از آن دو سياستمدار ايرانى را به هواخواهى از سياست يكى از دو دولت مزبور منتسب نمايند . امين السلطان كه مورخين معاصر ، او را مردى نوكرمآب و متملق و چاپلوس دانستهاند ، تا سال 1315 قمرى در صدارت باقى بود ولى چون مظفر الدين شاه تا حدى به وضع روحى و آمادگى بعضى از طبقات مردم براى ابراز مخالفت با دولت آگاه شده بود ، در سال 1315 امين السلطان را از صدارت برداشت « 2 » و امين الدوله را كه مردى خوشنام و مورد اعتماد طبقهى
--> ( 1 ) - روايت ديگر هم از محدثين ثقه و طرق بهويژه است كه اشتغال شاه ( ناصر الدين شاه ) به يادداشتها و مسودات محرمانه و آن دقت و مراقبت به كتمان پنهانى آن از گذاشتن به كيف مخصوص و بستن و كليد كيف را از خود جدا نكردن ، خيال امين السلطان را مضطرب كرده بود ، وسيلهى اطلاع مىجست چاره كشف سر مىخواست لاجرم باغبانباشى را تطميع نمود كه در خواب مفتاح راز نهان به دست آورد و رشتهى خبر به دست دهد . چنان كرد و چون به امين السلطان آشكار گرديد شاه قصد مؤاخذه و سلب اختيارات او دارد و از پس جشن قرن ( جشن پنجاهمين سال سلطنت ) كارها دگرگون مىشود . خود مؤسس جنايت و منشاء خيانت شد . مار در آستين پرورد كه به هنگام ضرورت كار را تمام كند . بر فرض صحت اين خبر باز آلت فساد و نهال فنا را همت شخص ناصر الدين پرورد . ( 2 ) - امين السلطان مسند صدارت ايران را به ملوثترين شكلى تخليه كرد كه نه حسابى در ماليات و نه دينارى در خزانه و نه محلى در هيچ سمت نبود و آنچه از طريف و تالد به نظر مىآمد پيشخور شدهى دستگاه سلطنت نو را به وجوه استقراضى و پيشكشهاى بىرويه راه مىبرد . فقط كفايت او را براى مقاصد سياسى دولت روس بهترين آلت بايد شمرد كه ايران را دستبسته تسليم آن دولت كند و بىخرج و رنج اين مملكت به همسايه شمال خود پيوندد . ازاينروى بعد از عزل امين السلطان كه سفرا و مأمورين دولت متحابه به حضور شاه رفته بودند ، مسيو يوتسف وزيرمختار روس به شاه گفت : از اين تبديلى كه در هيئت دربار اعلىحضرت شما ظهور كرد ، اولياء دولت امپراتورى متبوعه من دل نگرانند كه امور به مدار مطلوب نرود و در حسن جوار و