على اصغر شميم
25
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
محمد حسن خان در طريق كينهجويى محمد حسن خان فرزند فتحعلى خان قاجار كه فرمانروايى بر ايل اشاقهباش را نيز داشت ، ضعف و انحطاط حكومت نادرى را در اواخر دورهى سلطنت وى با مسرت كامل تعقيب مىكرد و پيوسته درصدد به دست آوردن فرصتى بود تا از تجزيه و انقراض دولت نادر سهمى ببرد و چون در نخستين شورش عليه نادر با سياست خشن و بىرحمانهى سپاهيان اعزامى وى مواجه شد ، با حيله و تدبير از چنگ قواى نادر گريخت و اندكى بعد از نادر ، در خراسان به قتل رسيد و زمام امور خراسان و ايران شمالى به دست برادرزادهى وى ، عليقلى خان معروف به عادلشاه افتاد . ايلات قاجار مانند ايلات جنوب و مغرب ايران سر به طغيان برداشتند . ( 1161 ) سپاهيان عادل شاه به گرگان تاختند و جمعى از كلانتران ايل قاجار را دستگير و در آن ميان يكى از فرزندان محمد حسن خان را به نام محمد به امر عادلشاه خصى كردند و بار ديگر آتش كينه و نفرت سران قاجاريه را نسبت به جانشينان نادر و وابستگان به قدرت نادرى برافروختند . در اين موقع ، اختلاف و كشمكش بين عادلشاه و ابراهيم خان ، برادرزادگان نادر كه هردو مدعى سلطنت بودند ، عرصه را براى خودنمايى ايلات قاجار آماده ساخت و محمد حسن خان رئيس ايل اشاقهباش در اين كشمكش وارد شد و گاهى به نفع ابراهيم خان و زمانى به نفع عادلشاه در جنگهاى شمال ايران شركت كرد و چون آن دو از ميان رفتند و شاهرخ نوادهى نادر در خراسان به سلطنت رسيد و كار تجزيهى ايران به منتهاى خود رسيد ، غالب سران ايلات و عشاير كه زمانى زير پرچم نادر گرد آمده بودند از ضعف حكومت افشاريه در خراسان استفاده كرده ، هريك به طريقى علم استقلال برافراشتند . محمد حسن خان قاجار نيز يكى از كسانى بود كه خود را شايستهى احراز مقام فرمانروايى بر ايران مىدانست و در گرگان و مازندران مقدمات اجراى اين امر را فراهم مىساخت . از جمله اقدامات محمد حسن خان قاجار ، عقد پيمان دوستى و اتحاد با سران ايلات يموت و تركمانان كوكلان بود كه ديرزمانى با ايل قاجار سر كينه و دشمنى داشتند . خان قاجار با تدبير و سياست ملايم خود از اجتماع و اتحاد تركمانان در گرگان قدرتى به وجود آورد كه اگر حوادث ايران مركزى و قوت گرفتن ايل زند و هوادارى اكثريت مردم از حكومت زنديه پيش نمىآمد ، موفقيت او در احراز مقام سلطنت ايران قطعى بود ، ولى به طورى كه خواهيم گفت تلاش و كوشش خان قاجار در برابر قدرت زنديه به جايى نرسيد .