على اصغر شميم
242
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
سفير فوق العادهى ايران رد ملاقات خود با كنت نسلرود « 1 » وزير امور خارجه روسيه نامهى اعتماد الدوله صدراعظم ايران را كه حاوى مطالبى دربارهى مودت و دوستى بين دو كشور بود به وى تسليم نمود و سپس به حضور الكساندر دوم بار يافت . در اين ملاقات كه با تشريفات خاصى صورت گرفت سيف الملك نامهى ناصر الدين شاه را به الكساندر تقديم كرد . ناصر الدين شاه در نامهى خود ضمن اظهار تعزيت درگذشت نيكلاى اول ، جلوس الكساندر دوم را بر تخت سلطنت روسيه تهنيت گفته و دوام و استحكام دوستى و مودت دو كشور را خواستار شده بود . الكساندر در برابر وزير امور خارجه و درباريان و عدهاى از مارشالها و آجودانهاى نظامى خود از سفير ايران خواست كه آرزوى قلبى و ميل باطنى او را به تشييد روابط دوستى بين روسيه و ايران به پادشاه ايران ابلاغ كند . سپس سفير را مرخص كرد و او به حضور ملكه و وليعهد روسيه رسيد و نشان و تمثال زرين اهدايى ناصر الدين شاه را بنا به خواهش ملكه ، شخصا به گردن وليعهد آويخت و بدينترتيب تشريفات رسمى ملاقات سفير ايران با اولياى دولت روسيه پايان يافت . توقف سيف الملك در پايتخت روسيه ، اندكى بيش از چهار ماه طول كشيد . در اين مدت وى با صدراعظم و وزير امور خارجه و ساير اولياى دولت روسيه مذاكره كرد و در پايان آن مذاكرات طرح موافقتنامهاى دربارهى مسائل مورد علاقهى دو كشور و از آن جمله دربارهى مسافرت اتباع دو كشور به خاك يكديگر و پناهندگان و فراريان تدوين گرديد و بعدا به امضاى نمايندگان ايران و روسيه رسيد . سفير كبير فوق العاده ايران با همان تشريفاتى كه در راه تفليس به پترزبورگ دربارهى هيئت نمايندگان ايران صورت گرفته بود به تفليس بازگشت و پس از چند روز توقف در آن شهر كه مركز ادارى و سياسى و نظامى ناحيهى قفقازيه گرديده بود و حضور در مجلس ضيافت مجللى كه فرمانفرماى قفقازيه به افتخار نمايندهى ايران ترتيب داده بود « 2 » به ايران بازگشت و
--> ( 1 ) - Charles - Robert Conte de Nesselrode ديپلمات روسى ( 1780 - 1862 ميلادى ) در دورهى سلطنت الكساندر اول و نيكلاى اول و سال اول سلطنت الكساندر دوم وزارت امور خارجهى روسيه را برعهده داشت . ( 2 ) - چون نقل قسمتى از مذاكرات سيف الملك با فرمانرواى روسى قفقازيه ساكن تفليس در مجلس ضيافت فرمانروا از لحاظ آشنايى خوانندگان گرامى با عقايد و طرز فكر رجال مردم آن روز ايران مفيد به نظر آمد عين مذاكرات را از ناسخ التواريخ ، جلد سوم تاريخ قاجاريه در اينجا نقل مىكنيم :