على اصغر شميم
231
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
فعاليت كمپانى مزبور كارشكنى مىكردند و ناصر الدين شاه انتظار داشت كه هرچه بيشتر بتواند از اعطاى آن امتياز نفع مادى ببرد و صاحبامتياز ناگزير بود كه در برابر حفظ امتياز خود مبالغ هنگفتى به كيسهى شخص شاه بريزد . سرپرسى سايكس در اينباره مىنويسد : « آقايان لينچ كه داراى معلومات گرانبهايى از اوضاع ايران بودند ، اين خار راه و مانع بزرگ را توانستند به وسيلهى تقديم يك كشتى بخارى به شاه بر طرف سازند . اين كشتى بخارى كه به توسط خودشان و به نمايندگان اعليحضرت در بين اهواز و شوشتر كار مىكرد ساليانه ضرر هم مىداد » . از آنچه دربارهى نفوذ سياسى و اقتصادى انگلستان در دورهى سلطنت محمد شاه و ناصر الدين شاه در ايران گذشت ، مىتوان به اين حقيقت تلخ پى برد كه پايه و اساس نكبت و بدبختى كه بعدها گريبان ملت ايران را گرفت ، به دست عمال سياست استعمارى انگلستان و روسيه در ايران پىريزى شده و رقابت سياسى و اقتصادى آن دو دولت زورمند از هرگونه اصلاح و جنبش مترقيانه در ايران جلوگيرى كرد . آنچه از خصوصيات سياست انگليس در ايران بوده اين است كه دولت انگليس همواره خود را دوست غمخوار و مهربان ايران قلمداد مىكرد و براى انجام مقاصد خود و براى حفظ مقام دوستى و وفاق كه هميشه پيشدرآمد سياست شوم و منحوس آن دولت در ايران بود ، كمتر به زور و قوهى قهريه متوسل مىشد « 1 » و از جنبههاى ضعف و شهوترانى و جاهطلبى و مقامپرستى بعضى از رجال و نوكران دربخانه ( دربار سابق ) و حتى از زنان و همخوابههاى سلاطين قاجار و خواجهسراها كه محرم اسرار بودند ، براى اجراى مقاصد خود استفاده مىبرد ، بدينترتيب مردم سفله و پست را به مقامات عاليه كشور ارتقا مىداد و از روح زبون و نوكرمآب آنان براى پيش بردن امورى كه حتى با اعمال زور و قوهى قهريه امكانپذير نبود فايده مىبرد .
--> ( 1 ) - رابرت گرانت واتسن دربارهى جنگ انگليس با ايران چنين مىنويسد : « . . . با اين پيشآمد دولت انگليس در وضعيت مخصوصى بود . چون در موقعيتى قرار داشت كه بايد عليه دولتى وارد جنگ شود كه تاكنون سياستش اقتضا مىكرد از او نگاهدارى كند . با وجود سوء سلوك دربار ايران بقا و صيانتش مورد توجه دولت ملكهى انگلستان بود و آسان نبود با ايران بجنگد بدون آنكه باعث اضمحلال كليهى ايران شود . در صورتى كه كوچكترين تشويق يا تحريكى از طرف فرماندهان انگليسى مىشد ايلات جنوب و ايلات سواحل خليجفارس با كمال اشتياق حاضر بودند از همراهى با شاه چشم بپوشاند و از قيد او خلاص شوند . » بر خلاف عقيدهاى كه واتسن دربارهى ايلات جنوب ايران ابراز داشته است مردم دلير دشتى و تنگستان در برابر هجوم ناجوانمردانهى نيروى انگلستان مردان پايدارى كردند و هيچگونه تشويق و تحريك فرماندهان انگليسى در آن مردم سلحشور وطندوست مؤثر نيفتاد .