على اصغر شميم
157
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
در يادداشتها و سفرنامههاى ناصر الدين شاه ، اشاراتى هست كه پشيمانى او را از قتل اميركبير مىرساند و به هر صورت مىتوان گفت كه قتل آن مرد بزرگ ، بزرگترين ضايعهى جبرانناپذيرى بود كه به حيات سياسى و اجتماعى ايران وارد آمد و محققا بقاى امير بر سر كار ، صفحهى جديدى در تاريخ حيات ملى ايران باز مىكرد و اصلاحاتى كه آن مرد بلندهمت آغاز كرده بود اگر به دست خود او به اتمام مىرسيد ، شرايط زندگى ملت ايران كاملا تغيير مىكرد و از آنهمه لطمات سياسى و اقتصادى كه بعد از قتل امير از طرف بيگانگان و به دست عمال پست و خيانتپيشهاى چون ميرزا آقا خان اعتماد الدوله به ايران وارد آمد ، جلوگيرى مىشد . مورخان معاصر ناصر الدين شاه كه يا از ترس مجازات و يا به صرف حفظ مقام و تقرب يافتن به دربار ، فاجعهى قتل امير را پردهپوشى كردهاند ، در عينحال نتوانستهاند از عظمت روح و فكر آن مرد آزاده چشمپوشى كنند و جسته و گريخته در خلال نوشتههاى آنان ، عبارات و مطالبى حاكى از ارزش و اهميت شخصيت امير به چشم مىخورد . خوانندهى عزيز اين كتاب ضمن غور و مطالعهى دقيق در عبارات و جملاتى كه از نوشتههاى مورخين مزبور بهويژه لسان الملك سپهر مؤلف « ناسخ التواريخ » در صفحات پيش نقل شده است ، اين نكته را به خوبى درمىيابد كه خردهگيرى نويسندگان مزبور بر اعمال و رفتار اميركبير ، در حقيقت تمجيد و تجليل از امير و معرف قدرت نفس و توانايى روحى اوست . غير از اميركبير چه كسى قادر بود كه به قول مؤلف ناسخ التواريخ : « شاهزادگان بزرگ و بزرگان سترگ » يعنى خيل مفتخواران را « مخذول كند و در زواياى خمول بازدارد » و آيا كدام سياستمدار ايرانى را جز امير ، مىتوان يافت كه در برابر سلطان مقتدر قاجاريه كه خود را ظل اللّه مىدانست با آن بىپروايى و صراحت و آزادگى سخن بگويد و اظهار عقيده كند . سفارت انگلستان در تهران ، از طرف دولت انگليس طى نامهاى نسبت به قتل اميركبير ، اعتراض كرد تا به آن وسيله تهمت دخالت در قتل آن مرد وطنپرست را از خود دور كند و همين امر عدهاى از مورخين را بر آن داشته است كه در قتل اميركبير بيشتر به سياست و تمايلات دولت روسيه توجه كنند ، و آن دولت را مسئول قتل وى بدانند ! در حالىكه حمايت و جانبدارى صريح انگلستان از رقيب امير ، ميرزا آقا خان نورى و جنبهى نوكرمآبى و تسليم نورى در برابر سياست انگليس غيرقابلانكار است و خود اين امر نيز يكى از آثار و دلايل خدعه و نيرنگهاى سياسى انگلستان در ايران و نشانهاى از صدها مداخلهى مستقيم و غيرمستقيم در امور داخلى كشور ما مىتواند باشد . به هر صورت قدر مسلم آن است كه از مرگ اميركبير هردو همسايه