على اصغر شميم

155

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

مرجع گرديد . حاج على خان فراش‌باشى « 1 » به كاشان شتافت ، روز 18 ربيع الاول در گرمابه بدون ظهور عجز و لابه‌ى اياديى كه مدتى متمادى از يمين و يسار اعادى و اشرار را مقهور و خوار مىداشت فصاد دژخيم نهاد اجل به قصد يمين و يسارش پرداخته به ديار عدمش روانه ساخت » . تفصيل قتل اميركبير را از قلم دانشمند فقيد عباس اقبال آشتيانى كه پس از مقايسه روايات گوناگون در اين باب به دست آورده‌اند ، عينا نقل مىكنيم : « امير يا به عادت معمول يا براى پوشيدن خلعتى كه بنا بود به وعده‌ى فريب‌آميز توطئه‌كنندگان قتل او از تهران برسد در شب شنبه هيجدهم ربيع الاول يعنى روز جمعه 17 ربيع الاول سال 1268 ظاهرا پيش از ظهر به حمام متصل به باغ فين براى استحمام رفته بود . اين حمام درى به اندرون قصر شاهى ( قصر فين اقامتگاه سلاطين هنگام سفر به كاشان بود ) داشت و درى به خارج . هروقت اهل اندرون به حمام مىرفتند ، در خارجى را مىبستند و در ساير مواقع در رو به اندرون بسته بود و حمام در اختيار اهل ده گذاشته مىشد . در چنين موقعى كه امير در حمام بود ، چند سوار ( ظاهرا پنج تن ) سر و رو بسته از طرف جاده تهران مىرسند و از حال امير مىپرسند . مىگويند امير در حمام است . از آن سواران روپوشيده دو تن يكى حاجى على خان مقدم مراغه‌اى فراش‌باشى و ديگرى مير غضب‌باشى داخل حمام مىشوند . فراش‌باشى حكم قتل امير را از جانب ناصر الدين شاه به او ارائه مىدهد و چون امير از او مهلتى جهت نوشتن عريضه يا وصيت‌نامه يا دين زوجه‌ى خود مىخواهد ، ابا مىنمايد ولى امير را در اختيار طرز كشته شدن آزاد مىگذارد . امير هم به دلاك خود ( داود نام به‌ويژه تراش امير ) امر مىدهد تا رگ‌هاى دو دست او را با نشتر بگشايد . او نيز چنين مىكند و امير با متانت و ثباتى مردانه رفتن خون را از بدن خود تحمل مىنمايد و همين‌كه به حال ضعف مىافتد ، مير غضب به فرمان فراش‌باشى او را با لگد بر زمين مىافكند و دستمال يا حوله‌اى در گلوى او فرومىكند و آن نيمه جان او را نيز به اين وضع مىگيرد و سواران مأمور پيش از آنكه عزت الدوله همسر امير از واقعه باخبر شود ، از ترس او به سرعت چاپارى راه تهران را پيش مىگيرند . به اين شكل در روز 17 ربيع الاول 1268 اميركبير در حمام باغ فين كاشان حسب الامر ناصر الدين شاه و به دستور حاجى على خان مقدم مراغه‌اى فراش‌باشى جان به جان‌آفرين تسليم كرد و حاجى على خان ،

--> ( 1 ) - حاجى على خان مقدم مراغه‌اى فراشباشى حاجب الدوله پدر محمد حسين خان اعتماد السلطنه صنيع الدوله مؤلف تاريخ منتظم ناصرى . اين شخص بعد از اين خدمت به لقب اعتماد السلطنه ملقب و محرم اسرار ناصر الدين شاه گرديد .