على اصغر شميم
152
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
موارد ديگر خطاها و گناهان عمال دولت بهويژه مأمورين عالىرتبه روا نمىداشت . * * * بر اثر اصلاحات فوق الذكر و نفوذى كه اميركبير در كليهى شئون كشورى و لشكرى به هم رسانيد ، قدرت او در نظر درباريان جلوهگر شد و بعد از آنكه مستمرىهاى گزاف آنان را قطع كرد ، در برابر او صفآرايى نمودند و در برانداختن او كوشيدند و با تملق و چربزبانى افكار شاه جوان را كه خود از نفوذ و قدرت روزافزون امير به وحشت افتاده بود ، عليه امير تحريك كردند . ناصر الدين شاه عاقبت زير نفوذ تلقينات سوء اطرافيان قرار گرفت و امير را از صدارت معزول و به حكومت كاشان منصوب نمود ولى دشمنان امير چون از تعلقخاطر شاه به وى اطلاع داشتند ، از بيم آنكه مبادا بار ديگر او را به صدارت منصوب نمايد ، شاه را به صدور فرمان قتل امير وادار كردند . فاجعهى قتل امير تفصيل فاجعهى قتل اميركبير را كه سومين قربانى « 1 » هوسرانى و استبداد رأى سلاطين قاجار و خيانت و بيگانهپرستى اطرافيان و بعضى از رجال آن عصر گرديد ، مورخين قاجاريه هريك به صورتى مخصوص در كتب خود آوردهاند و بعضى از آنان از بيم مجازات حتى قتل امير را يك مرگ طبيعى قلمداد كردهاند و ما اينك براى نمونه سه روايت را از كتب تاريخى عهد قاجاريه از مؤلفين آن عصر نقل مىكنيم : رضا قلى خان هدايت در كتاب روضة الصفاى ناصرى جلد دهم تاريخ قاجاريه مىنويسد : « . . . لاجرم با اثاثه بهويژه و سامان و برگ امارت و وزارت رفته به حركت از ارك مباركه و نزول و توقف شهر كاشان هم در آن هفته مجبور و مأمور داشتند و در بيست و پنجم محرم ، محرم آن حرم شد و در فين كاشان كه به نزاهت معروف ماهى دو موقوف همى زيست و به واسطهى تسلط نقم و تغلب سقم ( ياندم ) در شب شنبه هيجدهم ربيع الاول جهان فانى را بدرود كرد . لمؤلفه « هركه او از نظر عاطف شاه افتد * هركجاى پاى نهد يكسره در چاه افتد »
--> ( 1 ) - قربانى اول حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله صدراعظم آغا محمد شاه و فتحعلى شاه و قربانى دوم ميرزا ابو القاسم قائممقام صدراعظم محمد شاه دوم ( غازى ) بودند .