على اصغر شميم
100
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
ديگر پنج سال مهلت قرار داد . پرنس دالغوركى ، سفير فوق العاده روسيه در محرم سال 1245 هجرى به تهران رسيد « 1 » و پس از ده روز به حضور فتحعلى شاه بار يافت و از وى خواست تا مسببين اصلى حادثهى قتل سفير روسيه مجازات شوند و اموال غارت شده مسترد گردد يا خسارت آنها پرداخته شود و نيز چون مسلم شده بود كه ميرزا مسيح مجتهد استرآبادى ساكن تهران محرك و مسبب شورش مردم بوده و آنان را به سمت سفارت روسيه سوق داده است از ايران به خارج كشور تبعيد شود . فتحعلى شاه پيشنهادهاى سفير روسيه را پذيرفت و دستور داد تا لااقل يكى از رهبران شورش مردم را در حادثهى قتل گريبايدوف پيدا كنند تا به مجازات برسد . فراشان حكومتى تهران شخصى به نام رضا قلى بيگ را كه از رهبران شورشى و در روز حادثه با شمشير خونآلود ديده شده و قبلا نيز در شميران مرتكب قتل گرديده بود ، توقيف كردند و به فرمان شاه او را در ميدان ارك به قتل رساندند ، اما در مورد تبعيد ميرزا مسيح مجتهد فتحعلى شاه او را احضار و با تلطف و مهربانى به او گوشزد كرد كه به عتبات سفر كند . وى پذيرفت ولى چند روزى را به مسامحه گذراند و ضمنا در نزد مريدان خود چنين وانمود كرد كه دولت مىخواهد او را از وطن به خارج تبعيد كند و بعضى از مريدان نيز معتقد بودند كه همينكه مجتهد از دروازهى تهران خارج شود ، مأموران دولت او را توقيف خواهند كرد و تحويل مأمورين روسى خواهند داد تا به قصاص خون سفير مقتول كشته شود . از طرف مأمورين دولت به مجتهد فشار وارد مىآمد كه زودتر بار سفر ببندد . وى روزى با زن و فرزند خود به مسجد رفت تا به بهانهى وداع با مردم بار ديگر احساسات دينى آنان را تحريك كند « 2 » و در اين كار موفق گرديد ، ليكن
--> ( 1 ) - دالغوركى به دستور عباس ميرزا پس از ورود به تبريز تا بازگشت خسرو ميرزا و هيئت نمايندگى ايران از روسيه در آن شهر متوقف ماند و سپس روانه تهران گرديد . ( 2 ) - « . . . از اين كردار شورش عوام از نخستبار بر زيادت شد . مردم شهر از دانى و قاصى نزديك او انجمن شده غوغا برداشتند و اين نوبت آتش غضب پادشاه زبانه زدن گرفت و بيم آن بود كه حكم به قتلعام فرمايد . حاجى محمد ابراهيم كلباسى حاجى ميرزا مسيح را ديدار كرد و از پشت و روى اين كار او را آگاه ساخت لاجرم ميرزا مسيح بىآگهى خاص و عام شبهنگام با جامهى ديگرگون از شهر بيرون شده و راه عتبات پيش داشت و مردم چون بيرون شدن او را دانستند از غوغا بازنشستند و كارداران روس چون اين شورش مردم و غوغاى دوم را مشاهدت كردند از كارپردازان ايران بىنهايت شاد شدند - ناسخ التواريخ ، جلد اول ، قاجاريه » .