احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

86

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

بعد دستور رسيد و با عذرخواهى هردو آلمانى را آزاد نمودند در باطوم عين اين صحنه تكرار شد و تا وصول دستور آنها را در مجلس نگاهداشتند يكنفر افسر انگليسى كه قلبا رئوف و مهربان بود زندانيان را در اطاق خويش پذيرائى كرد و بقدرى با آنها ويسكى نوشيد كه هرسه مست و از خود بى خود در كنار هم افتادند . در اسكندريه مجددا همان وضع پيش آمد هنوز دستور نرسيده بود و تا وصول دستور در توقيفگاه بسر بردند در مارسى مقامات فرانسوى هردو آلمانى را بزندان افكنده تصور كردند از استنطاق آنها مطالب مهمى بدست خواهند آورد مكاتبات بيشمار بين فرانسويها و انگليسها مبادله و بالاخره انگليسها موفق شدند واسموس و اشپيلر را در حال نقاهت و فرسودگى داخل يك ترن راه‌آهن كرده به طرف كلنى روانه سازند در كلنى هنوز دستور به مأمورين نرسيده بود و تبعيديان بيچاره راه زندان را در پيش گرفتند اشپيلر در زندان ماند اما واسموس چنان گريخت كه فرماندهى نظامى انگليس انگشت‌بدهان حيران ماند و تا پائيز سال 1919 ديگر كسى اسمى از واسموس نشنيد . واسموس به موطن اصلى خود در ايالت ساكسون رفته بود در آنجا ازدواج نمود و بعد به برلن رفت و راپورت مفصلى تقديم داشت كه در آرشيو وزارت امور خارجه ضبط و در ازاى خدماتش به او يك ديپلم اعطاء و برياست اداره امور شرق منصوبش كردند اخبار ايران به آن اداره رسيده و مطلع شد كه شيوخ و خوانين اطراف بوشهر تسليم و حتى بزائر خضر خان اجازه سكونت در اهرم داده‌اند و ديگر اختلافى در ميان نيست و قبائل جنوب ايران به سرنوشت قبل از جنگ دوباره گرفتار شده‌اند اين اخبار زخم تازهء در قلب واسموس باز ، بر جراحات سابق افزوده و در بحر اندوه و نوميدى فرو رفت تا آنكه نامه‌هائى از زائر خضر و شيخ حسين و سايرين دريافت داشت و آرامشى در افكارش پديد آمد . دوستان ايرانى ضمنا تقاضاى انجام مواعيد و پرداخت چندين هزار ليره پاداش زحمات و مشقات خويش را ميكردند واسموس به آنها حق ميداد اما وزارت خارجه يك دولت شكست خورده و تنگ‌دست قادر بهيچگونه پرداختى نبود واسموس مدعى بود كه شرافت آلمان در گرو قولى است كه به خوانين ايرانى داده رؤساى واسموس در عين تصديق از قبول خواهش وى معذور بودند او درخواست مرخصى كرد و دست در دست تازه عروس بسوى خليج فارس رهسپار شدند زوجه خود را در بوشهر گذاشته به تنهائى راه تنگستان را در پيش گرفت در اولين دهكده اهالى او را شناخته در مقام تجليل وى برآمده دستهايش را بوسيدند و بدرقه‌كنان تا اهرم راهنمائيش كردند در آنجا اطلاع حاصل نمود كه زائر خضر در جنگ با قشقائيها بقتل رسيده و پسرش جاى او را گرفته است عموم رؤسا را در يك انجمن دعوت نمود و با نهايت صداقت اعلام كرد كه آلمان شكست خورده و بروز بدبختى افتاده يكى از خوانين در آن ميان گفت « ما كه شكست نخورديم ما انگليسها را از مراتع خودمان بيرون رانديم » بعد صحبت از پاداش نقدى بميان آمد واسموس فقر و بيچارگى كشور خويش را تشريح نموده وعده داد همين كه مختصر گشايشى در كار دولت آلمان پديد آيد خود حامل پاداش شده فورا به تنگستان باز خواهد گشت . واسموس مقام قونسولگرى دولت آلمان در بوشهر را درخواست كرد اما اين اقدام بدون موافقت انگليسها غيرممكن بود و موافقت انها عملى نشد وزارت امور خارجه برلن حاضر شد هر مأموريتى جز در ايران در هر كشور ديگر به واسموس محول دارد اما او فقط طالب عزيمت به طرف ايران بود و بس ميخواست از حقوق ماهيانه خويش مبلغى پس‌انداز كرده بتدريج پاداش خوانين را بپردازد و از دين اخلاقى بيرون آيد بالاخره در مقابل تهديد باستعفا و اعمال نفوذ دوستانش دولت آلمان معادل پنج هزار ليره پرداخت . در ماه