احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

81

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

شنيدند كه در تاريخ 29 آوريل 1916 كوت الاماره تسليم شده و دوازده هزار سرباز انگليسى و هندى باسارت رفته و متجاوز از چهار هزار نفر آنها كه غالبا انگليسى بودند در زير شكنجه عثمانيها تلف شده‌اند همينطور اطلاع حاصل نمودند كه ده روز پس از اين پيروزى ژنرال فن در گلتس Von der Goltz در نتيجه بيمارى درگذشته و ژنرال فن گلايخ Von Gleich را بجاى او برگزيده‌اند . ( از عجائب سرنوشت اينكه ژنرال مود انگليسى Le General Maude پس از استرداد بغداد در 11 مارس 1917 در همان خانه كه ژنرال فن در گلتس مرده بود بدرود حيوة گفت . ) در اواخر سال 1916 واسموس نواحى اطراف بوشهر را ترك گفته به برازجان رفت ورود خود را جز به ناصر ديوان به ديگرى افشاء ننمود مشقات دو ساله او را خسته و فرسوده كرده موهاى سرش سفيد شده بود از برازجان براى مدت كوتاهى نزد صولت الدوله قشقائى رفته با تبليغات پرحرارت آتش مخالفت او را نسبت بانگليسها تيزتر نموده ضمنا هديه مختصرى كه عبارت از چند دانه مرواريد ذىقيمت بود بوى تقديم داشت ملاقاتى نيز با سردار احتشام برادر ايلخانى به عمل آورده به برازجان برگشت براى اهالى نطق‌هاى تشويق‌آميز نمود رفتار سرپرسى سايكس را مورد سخريه قرار داد و مجددا به طرف تنگستان رهسپار شد در آن موقع دريابيگى بحكومت آنجا منصوب و با بعضى از خوانين طرح الفت ريخته اما نتوانسته بود شيخ حسينخان چاهكوتاهى را از دوستى واسموس باز دارد بعدها مرگ فرزند شيخ حسينخان در جنگ بر علاقهء او به واسموس افزود نسخهء از اعلاميه ناصرديوان كه به دروديوار الصاق كرده بودند بشيخ حسينخان رسيد اعلاميه با جملات ذيل آغاز شده بود : « اى مردم تنگستان و دشتستان مگر ديوانه شده‌ايد چگونه به سخنان اين خيك‌باد كه دريابيگى نام دارد گوش فراميدهيد ؟ » تخم بوزينه و قواد ملايم‌ترين صفاتى بود كه درباره دريابيگى به كار رفته بود ! بارى مقارن عيد نوئل 1916 سرپرسى سايكس تصميم گرفت كه قبل از سقوط برف زياد راه خليج را باز نمايد بدينواسطه از فرمانفرما و قوام الملك درخواست نمود وسائل تسليم ناصرديوان را فراهم آورند اما خبر حمله خوانين به سواران پليس جنوب در دشت ارژن مذاكرات مسالمت‌آميز را بىنتيجه ساخت . سپاهيان سرپرسى سايكس پس از تصرف دشت ارژن همين كه خويش را در برابر عظمت كتل پيرزن ديدند به كلى خود را باختند اما ناصرديوان بسركردگى عده از تفنگچيان كازرونى از دامنه مقابل بالا رفته و پشت قله را سنگر كرده بود صاحبمنصبان انگليسى و افراد پليس جنوب غفلة هدف گلوله كازرونيها واقع و مفرى برايشان باقى نماند يكنفر صاحبمنصب انگليسى مقتول و بقيه با بينظمى پا بر فرار گذاشتند از بخت مساعد ناصرديوان برف سنگينى نيز راه‌ها را مسدود ساخت و موجبات امنيت و راحتى او را تا بهار 1917 فراهم آورد . در بهار 1917 سه نفر از اسراء آلمانى كه از تركستان فرار كرده بودند به واسموس ملحق شدند يكى از آنها در اهرم فوت نمود ديگرى باسارت درآمد و به هندوستان اعزام گرديد سومى بنام اشپيلر تا آخر با واسموس بود از آن تاريخ تا اوايل سال 1918 حوادث مهمى روى نداد چونكه فرمانفرما و صولت الدوله و قوام الملك عقد اتحاد بسته و براهنمائى سرپرسى سايكس بامنيت طرق از اصفهان تا كازرون پرداخته بودند و دريابيگى هم افراد زيادترى استخدام كرده بود صولت الدوله و قوام الملك از حضور افسران انگليسى در رأس پليس جنوب باطنا رضايت نداشتند و دوباره رابطه مخفى با واسموس برقرار نمودند . واسموس جسارت و بىباكى را به جائى رسانيد كه يك تنه به حوالى شيراز رفته ملاقاتهاى سرى