احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

75

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

ديرينه انگلستان را فراموش كردند . استدلال واسموس بيش از هركس در بىبى مريم و ابراهيم خان ضرغام السلطنه و فتحعلى خان بختيار سردار معظم مؤثر افتاد و سردار معظم علنا بر عليه متفقين قيام و در جنگهاى مهاجرت مشاركت نمود . در شوشتر انگليسها از ورود واسموس اطلاع حاصل كرده عدهء از نظاميان خود را براى دستگيرى او گسيل داشتند و دور منزل او را احاطه كردند اما منزل را خالى ديدند واسموس به بهبهان رفته و مرغ زيرك بدام نيفتاده بود . در بهبهان يكى از خوانين طرفدار انگليس واسموس و همراهانش و « لندرس » را به خانه خود دعوت و توقيف نمود اما « بونش ترف » موفق به برگشت گرديد و همدستان ايرانى و هندى آنها متفرق شدند خان مژده دستگيرى واسموس را براى فرمانده انگليسى در راه بوشهر برد و او يك عده سوار كافى براى تحويل گرفتن واسموس همراه خان روانه نموده همين كه وارد توقيف‌گاه شدند اثرى از واسموس نديدند وى بطور اعجازآميز غيب شده بود و خان بيچاره بدريافت پاداشى كه انتظار ميكشيد توفيق نيافت انگليسها لندرس را اسير نموده به يكى از نقاط دوردست خليج تبعيد كردند خبر غيبت اسرارانگيز و حيرت‌آميز واسموس در تمام جنوب با شگفتى تمجيدآميز منتشر گشت و مردم بوشهر مطلع شدند كه او از دشتستان سر درآورده و به طرف برازجان رهسپار است . « كاپتين نوئل » انگليسى كه سوابق ممتدى در ميان عشاير ايران داشت و به شجاعت و بىباكى مشهور بود داوطلب مبارزه با واسموس شد و به طرف برازجان عزيمت نمود در يك قريه مجاور برازجان سواران وى « واسموس » را توقيف كرده كاپتين نوئل فورا خود را به آن قريه رساند و ديد واسموس مشغول صرف چاى و كشيدن چپق و صحبت دوستانه با مستحفظين خود مىباشد به سواران خويش دستور داد واسموس را بيدرنگ به بوشهر ببرند در بين راه واسموس مستحفظين را اغفال نمود و بار ديگر فرار اختيار كرد و از راه برازجان و كازرون به شيراز رفت در راه دوست جديدى بنام سلطان على پيدا كرد كه تا آخر واسموس را رها ننمود و ثابت‌قدم باقى ماند « سرپرسى كوكس » براى كاپتين نوئل نگران شد و او را به بوشهر فراخواند كاپتين نوئل طرز فرار واسموس را اينطور شرح داد واسموس ناخوشى اسب خود را بهانه كرده هر نيم ساعت به نيم ساعت به طويله سركشى مينمود سپيده صبح كه مستحفظين در خواب بودند غفلة به پشت اسب جسته و با سرعت عجيبى از چشم ناپديد شد . انگليسها پس از دستگيرى كارمند تجارتخانهء « ونگهوس » ميسيو ليستمان جنرال قونسول آلمان در خليج فارس را نيز توقيف كردند و در بين اسناد و نوشتجات او مداركى بدست آوردند مشعر بر تعليمات راجع به تخريب سيم تلگراف هند و اروپ و مربوط به مأموريت سرى واسموس و « نيدرماير » در افغانستان و از روى دوسيه‌هاى قونسولگرى آلمان پى باهميت شخص واسموس برده فهميدند كه منطقهء نفوذ او در جنوب ايران به قدر وسعت خاك فرانسه مىباشد . بارى واسموس اراضى كازرون را سواره پيموده خود را به مراتع بزرگترين عشاير ايران يعنى ايل قشقائى رسانيد رئيس آن ايل صولت الدوله دشمنى آشتىناپذيرى نسبت بانگليسها در دل ميپرورانيد و از سالهاى قبل از جنگ حساب خوردهء با آنها پيدا كرده بود صولت الدوله برادرى بنام سردار احتشام داشت مقامات انگليسى با كمك قوام الملك رئيس ايل خمسه و والى فارس صولت الدوله را از رياست ايل معزول و برادرش