احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

59

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

ابراز شجاعت و شهامت نموده بود محول و يكهزار و هشتصد نفر با تعدادى مسلسل در اختيار او قرار گرفت در اواسط ماه سپتامبر 1914 واسموس « شونمان » را در اسلامبول گذاشته و خود به سمت حلب حركت كرد روز ششم اكتبر 1914 سوگماير كه سابقا به بلوچستان و كردستان سفرى كرده و بداشتن كلكسيون پروانه و گلهاى خشك معروف بود بهمراهى « پطرپاشن » و شونمان از اسلامبول عزيمت نمودند كه در حلب به واسموس ملحق شوند « نيدرماير » و « گريزينگر » در اسلامبول ماندند كه صندوقهاى ارسالى از طريق رومانى را تحويل بگيرند صندوقهاى مزبور محتوى اسلحه و مهمات كه بعنوان سيرك سيار فرستاده شده بود مورد سوءظن مأمورين رومانى واقع و سيم آنتن دستگاه فرستنده موجب شد كه كليه مواد جنگى را كشف و توقيف نمايند . تصوير اين سيرك سيار در روزنامه‌هاى بخارست منتشر گرديد ! آلمانها مجبور شدند سيرك سيار مجددى از برلن خواسته و با مختصر بخششى بمأمورين رومانى قادر به حمل مهمات منظوره گشتند . واسموس مدتى در حلب بلاتكليف ماند و رئوف بيك هيچگونه تماسى با وى نميگرفت و از نقشه‌هائى كه در سر داشت او را مطلع نميساخت زيرا باطنا انور پاشا ميخواست هيئت اعزامى بافغانستان يك هيئت خالص ترك باشد و آلمانها تحت هدايت آن قرار گيرند چنان كه هيئتى هم جداگانه بفرماندهى عبيد اللّه افندى وكيل سابق ازمير بعزم افغانستان فرستاد و عبيد اللّه مذكور در طهران در مهمانى منزل جواد مفتاح واقع در كوچه در خانگاه در دام اسارت انگلستان افتاد و به مقصد افغانستان نرسيد . جواد مفتاح در روزهاى آخر توقف واسموس در حلب رئوف بيك به مشار اليه خبر داد كه مركز هيئت اعزامى بايد از حلب به بغداد منتقل شود لذا واسموس با يك اتومبيل بارى به بغداد رفت و در ضمن ملاقاتهاى مكرر اين حس در او توليد شد كه تركها نميخواهند بهيچوجه در نقشه‌هاى اصلى هيئت اعزامى آلمانيها را مداخله بدهند بدين جهت واسموس به حلب برگشت . چون از كشمكش عثمانيها با هموطنان خودش بتنگ آمده بود به اين فكر افتاد كه مستقلا به يك كار بزرگى دست زند زيرا علاوه بر ملاحظات فوق افغانستان هم براى او سرزمين مجهولى بيش نبود در صورتى كه قسمت جنوب ايران را از سابق خوب ميشناخت و با تمام سران قبائل آشنا بود و بطورى كه در يادداشتهاى آن زمان نوشته بود پادگان انگليسى بوشهر همواره مثل خارى در چشم او ميخليد . واسموس در حلب نيدرماير را قانع ساخت كه در رأس هيئت اعزامى بافغانستان برود و خود در روزهاى آخر دسامبر 1914 دوباره عازم بغداد گرديد . ما شرح عمليات واسموس را در جنوب ايران بطور تفصيل در آخر اين فصل بيان ميكنيم و اينك برميگرديم باصل ماجراى هيئت‌هاى اعزامى افغانستان . در مدت اقامت نيدرماير در اسلامبول فكرى به خاطر او خطور و نقشه ماهرانه ترسيم نمود كه فوق العاده مورد پسند انور پاشا واقع گرديد اما دولت آلمان از راه افراط در احتياط اجراى آن را تصويب نكرد در آن موقع يك كشتى آلمانى موسوم به « اكباتان » در خليج فارس لنگر انداخته و يك كشتى توپدار عثمانى هم اتفاقا در آن حوالى قرار داشت پيشنهاد نيدرماير اين بود كه از فرصت استفاده نموده شهر آبادان را به تصرف درآوريم تصفيه‌خانه نفت را آتش بزنيم و لوله‌هاى نفت را خراب كنيم . بعد كشتى اكباتان را