احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
506
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
زن و بچه در ايستگاه مطالبه نان ميكردند و حتى به گوش خود شنيدم كه ميگفتند « سربازان عزيز آلمانى ما گرسنه هستيم » در وين قدرى مطلع شدم كه نظر بانقلابات در چكوسلواكى عبور قطار راهآهن از پراك به سمت شمال خالى از اشكال نبود به همين جهت از راه ليپسيگ عازم برلن شديم در ليپسيگ باز موضوع خلع سلاح ما پيشآمد ولى گروه سربازانيكه با ما بودند به هيچ وجه توجهى به اين مطلب نكرده و كرارا جوابهاى بسيار تند و زننده و سخت بمأمورين خلع سلاح دادند ، جزو مأمورين خلع سلاح يك گروهبان پيروز دو سرباز بسيار جوانى را ديدم كه تفنگهاى خود را طورى بدوش انداخته بودند كه لوله تفنگ رو به زمين بود اين رويه ميفهماند كه همه كارها روى ديگرى به خود گرفته و مثل سابق نيست ؛ تصور ميكردند كه تغيير حكومت و انقلاب بايد موجب واژگون كردن تمام مقررات و دستوراتى شود كه براى حسن اداره و نظام آرتش وضع گرديده بود . در هرحال پس از چند دفعه برخورد به سربازان و جواب دادن به آنها ساعت ده بعد از ظهر وارد برلن شديم و در همان ساعت 503 صندوق نقره و طلائى كه همراه داشتيم فورا تحويل ريشبانك داده و دستگاههاى بىسيم را بمأمورين مربوطه تسليم كردم تجاريكه همراه ما بودند نيز تمام طلا و ساير اموالى كه با خود داشتند باماكن خاطرجمعى حمل كردند . زحمات و مراقبتهاى نايب اول ولفينگر در حسن اداره و حفاظت اين ثروت كه يك سكه نقره و طلا مفقود نشد فوق العاده مورد تقدير واقع گرديد . اين بود شرح اكسپديسيون ديگرى كه دولت امپراطورى آلمان در آخرين مراحل جنگ 1918 - 1914 به طرف ايران فرستاد ولى تا ساحل درياى سياه جلوتر نرفته و بشرح بالا مجبور بمراجعت به آلمان شد . * * * بعد از جنگ مسيو ليتن ديگر نتوانست بايران بيايد زيرا اسمش در ليست سياه منظور شده بود و از اينجهت همواره عقدهء در دل داشت . چون اسامى عدهء زيادى از مأمورين سياسى و نظامى آلمان در آن ليست مذكور شده ما ذيلا بدرج آن مبادرت ميورزيم : ليست سياه آلمانهاى مقيمين ايران كه از طرف متفقين به دولت شاهنشاهى تحميل شد تا از ورود مجدد آنها به خاك ايران جلوگيرى به عمل آيد