احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
471
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
مختار هنوز در حبس است ممكن است اين واقعه اسباب وقوع جنگ بين روسيه و رومانى گردد و نيز احتمال ميرود در صورت جواب نامساعد سفارتخانهاى دول متفقه از روسيه خارج شوند و حتى ممكن است دول بيطرف هم بواسطه هتك احترام بيك نفر مأمور سياسى و نقض حقوق بين المللى از آنها پيروى نمايند مستدعى است احتياطا دستور العمل در اينباب بفدوى مرحمت فرمايند منتظر جواب فورى اين تلگراف ميباشم انتها ضمنا مسئله غارت سفارت كبراى ايطاليا كه پريشب اتفاق افتاده به لنين در همان مجلس شفاها پروتست شد الآن خبر رسيد كه وزيرمختار رومانى را خلاص و فردا در سفارتخانه آمريكا باز جلسه خواهد بود چگونگى در ثانى عرض مىشود . * * * سيد ضياء الدين طباطبائى در موقع اقامت خود در روسيه پيرامون علل حقيقى انقلاب تعمق نموده و اخيرا عقايد خويش را به اين مضمون از خامه به نامه آورده است : [ نامهء سيد ضياء الدين طباطبائى پيرامون علل حقيقى انقلاب در روسيه ] « مهمترين حادثه جهانى قرن اخير تحول بىسابقه عظيمى است كه در كشور پهناور روسيه بوجود آمده كه روش زندگى و طرز تفكر و كليهء شئون ملل و اقوامى كه در كشور پهناور روسيه اقامت دارند تغيير داده و مؤثر در نظام اجتماعى و روابط بين المللى گرديد و هنوز عامل اصلى در مجموع صفآرائى و اتحاديههاى سياسى و نظامى دنياى كنونى مىباشد . در علل پيدايش انقلاب روسيه و تغيير رژيم آن اغلب نويسندگان و مورخين و متفكرين معاصر كتابها نوشتهاند و هميشه موضوع بحث و تفسير و انتقاد نويسندگان و سياستمداران شاخص جهان بوده و مسلم است كه علل حقيقى ظهور كمونيسم و پيشرفت حكومت شوراها را در كشور روسيه بايد در مجموع وقايع و حوادث يكقرن آن كشور و خصائل روحى و نژادى ملتهاى تابعه و بيش از همه در روش خاندان سلطنتى روسيه و دستگاه حاكمه جستجو نمود . معهذا فهرست سلسله علل و عوامل و مقدماتى كه سبب پيدايش وقايع 26 فوريه 1917 شده و منجر بسلطه كمونيستها گرديد بنحو اختصار بشرح زير است : نخست عوامل اصلى انقلاب كه مهمترين آنها چهار امر بوده است . 1 - روش امپراطور روسيه و رفتار دربار سلطنتى و عمال آنها - مردم روسيه از ادامه جنگ خسته شده بودند ، فقر و بدبختى به منتها درجه رسيده سربازان در ميدانهاى جنگ فاقد وسيله و مردم در عقب جبهه محروم از تمام وسائل زندگى شده بودند . امپراطور روسيه با متفقين خود تعهد كرده بود كه جنگ را ادامه دهد مگر آنكه انقلاب داخلى و افكار عمومى مردم روسيه كه ممكن است منجر به طغيان شود وضع ديگرى را ايجاب نموده و دولت را مجبور به ترك مخاصمه سازد . لذا دربار روسيه براى پايان دادن بجنگ متمايل بايجاد انقلاب معتدلى بود تا آن را بهانه اقدام به صلح و ترك خصومت قرار دهد و بدينجهت معتقد به مدارا و مماشات با انقلابيون بود . - مظالم عمال دربار و دستگاه حاكمه هم مردم را مستعد طغيان ساخته و لذا با مختصر مسامحه زمينه توسعهء انقلاب فراهم بود . فقط يك شخصيت مؤثر مانع گسيختن رشته انتظام و سبب اعتدال امور گرديده بود و آن نيكلا نيكلاويج عموى امپراطور بود كه از لايقترين و متنفذين رجال و افسران دولت روسيه بود و بواسطه قدرت و توانائى خود از سوء اداره حتى الامكان جلوگيرى ميكرد و مشكلات داخلى را با نيروى عقل و تدبير و شهامت خود حل مينمود . نيكلا نيكلاويج مانع نفوذ سياستهاى خارجى بود و عقيده داشت دولت روسيه بايد سياست مستقلى داشته باشد . به همين جهت مورد حسد و خصومت امناء دولت و عمال سياستهاى خارجى بود و پيوسته درصدد بودند كه او را از كار بر كنار سازند . موقعيت راسپوتين هم در وضع دربار و قضاوت اطرافيان دربار مؤثر گرديده بود - در مورد راسپوتين و فعاليت او گفتارهاى اغراقآميز زيادى نشر يافته كه با حقيقت منطبق نميباشد و آثار و اماراتى بر صحت آن نيست و قدر متيقين اين است كه راسپوتين واقعى غير از راسپوتين افسانهء است كه تير تهمت بر شهرت غيرواقع او افزود تا جائى كه او را به كشتن داد . ملكه روسيه كه بانوى فهميده و عفيفه و خداپرستى بود به فرزند خود الكساندرويچ ( وليعهد ) علاقهء مفرطى داشت ، وليعهد به علت ضعف مزاج و ابتلاء به بيمارى هموفيلى ( سرعت جريان خون ) موجب ناراحتى و ملالت دائم خاطر ملكه روسيه گرديده بود - توجه يكنفر از روحانيون كليساى ارتودوكس بنام راسپوتين در بهبود نسبى وليعهد مؤثر گرديد و بدينجهت مورد اعتماد خاص ملكه قرار گرفت و داراى نفوذ فوق العادهء شد . راسپوتين براى دستگيرى از فقرا ، طبقه متمكن و اغنيا را زياد سرزنش مينمود و سعى داشت از توانگران پول بستاند و بمستمندان تقسيم كند ؛ راسپوتين مخالف جنگ و طرفدار صلح با آلمان بود و به همين سبب او را متهم بهمكارى آلمان نمودند بدينجهات راسپوتين محسود همكاران و مبغوض اغنيا و توانگران و مورد خصومت و دشمنى طرفداران ادامه جنگ قرار گرفته بود .