احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

445

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

خارجى كشور تزارها دگرگون شده است . عوامل مختلفى كه در آن تبدلات مؤثر بود اول عدم رضايت عمومى از دولت و مخصوصا از آفات و بليات ناشيه از جنگ ؛ دوم تبليغات عمال بر عليه اوضاع موجود به منظور عقد صلح جداگانه ؛ سوم تحريكات متفقين خاصه مبلغين انگليسى برضد رژيم از بيم آنكه مبادا نفوذ ملكه و راسپوتين باعث انعقاد پيمان صلح جداگانه بشود ؛ چهارم انتشارات مغرضانه افراد خاندان سلطنت حتى مادر امپراطور نسبت به عروس و نوادهء عليل خويش يعنى ملكه و وليعهد . 1 - مظالم رژيم سلطنتى در روسيه تحمل‌ناپذير بود و در اوائل قرن بيستم اهالى را به جنبش و هيجان آورد تا آنكه امپراطور مجبور شد بموجب فرمان 1905 اجازهء دخالت ملت در امور مملكتى را صادر نمايد و با تشكيل مجلسى بنام دوما كه وزراء در مقابل آن مسئوليت داشته باشند موافقت كند اما باغواء درباريان خود كرارا امر به انفصال همان مجلس داد ؛ 2 - آلمانها با تمام وسائل ممكنه درصدد توليد اختلافات در داخل روسيه برآمده علاوه بر نشريات مخفيه كه به زبان روسى در بين طبقات مختلف توزيع مينمودند و كمك مالى كه بطور سرى به سران انقلاب و بافراد ناراضى ميدادند بوسيلهء عوامل دست‌نشاندهء خود از وصول اسلحه و مهمات و آزوغه به سپاهيان روس جلوگيرى ميكردند تا حدى كه لنين مشهور را در سرحد روسيه پياده نمودند . قبلا لنين از دولتين فرانسه و انگليس اجازه عبور از خاكشان براى مراجعت بروسيه خواسته بود چون آنها موافقت نكردند وى بتوسط يكى از سوسياليست‌هاى سويسى نائل به كسب اجازه از دولت آلمان شد و به معيت همان شخص در واگن پلمبه مستور از انظار اهالى از خاك آلمان به سويد رفت ؛ 3 - انگليسها از رويه امپراطريس و نفوذ راسپوتين در دربار تزار نگران شده درصدد برآمدند دوستان مطمئن خود را به سركار بياورند و در بين انقلابيون معتقد به ادامهء جنگ نقشهء تغيير رژيم را تقويت كردند غافل از آنكه هدف اصلى نهضت انقلابى خاتمه دادن به جنگ بود و تضعيف خاندان رمانف رسيدن به اين منظور را تسهيل مينمود ؛ 4 - ملكه مادر امپراطور بواسطهء رقابت و دشمنى با عروس خود آلكساندرا فيودورونا ، برضد فرزند و نوادهء خويش تبليغات زهرآگينى مينمود و اعتراض داشت كه چرا نيكلا بجاى گراندوك ميشل برادر باكفايت و ارجمندش يك طفل عليل و بىمصرف را به وليعهدى برگزيده است و حال آنكه امپراطور علاقه زياد به مادر نشان ميداد و اغلب شب‌ها نزد او بسر ميبرد . يكى ديگر از اعضاء خانوادهء سلطنتى گراندوك ديميترى بنى عم امپراطور كه ظاهرا از دختر تزار خواستگارى كرده و مورد قبول قرار نگرفته بود تصور ميكرد كه امپراطريس برحسب دستور راسپوتين « * » مانع اين وصلت شده لذا اشتهاراتى مبنى بر فساد و خرابى دربار ميداد و ميگفت ملكه با راسپوتين رابطهء نامشروع دارد و ميخواهد با دستيارى او موجبات صلح با آلمان را فراهم آورد .

--> ( * ) داستان راسپوتين دعانويس معروف و نفوذ فوق العادهء او را در دربار تزار كرارا قارئين گرامى شنيده و خوانده‌اند و حتى در روى پردهء سينما به چشم ديده‌اند لهذا ما از تكرار ممل صرف‌نظر مينمائيم اما چون قتل وى تأثير مستقيم در تسريع انقلاب داشته به ذكر چندين سوءقصد كه بالاخره منجر به مرگ او شد ميپردازيم : اولين بار در سال 1912 كه از سفر سيبرى مراجعت ميكرد ؛ دومين دفعه در 1913 از طرف زنان و دوشيزگانى كه مورد تبه‌كاريهاى او واقع شده بودند در مقام خواجه ساختن وى برآمدند ؛ سومين مرتبه در ژون 1914 موقعى كه راسپوتين به طرف مسقط الراس خويش پوكروسكوى در ايالت توبولسك ميرفت زن ناشناسى دو ضربهء خنجر به شكم او فرو كرد اما راسپوتين جان به سلامت برد و امپراطور تلگرافى به اين مضمون به او مخابره كرد « از سانحهء كه براى شما پيش آمده متاثريم و از نتيجهء عمل جراحى شما خوشوقتيم . » آخرين سوءقصد از طرف شاهزادگان در نوامبر 1916 منجر بقتل راسپوتين گرديد . قاتل حقيقى پرنس يوسپف ملقب بكنت سوماراكف الشتاين Le ccomte Soumarakov Elstein تفصيل قتل را در كتاب « چگونه راسپوتين را كشتم » بدين ترتيب خلاصه نموده است :