احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
433
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
و ماراتا Maratha را انتشار داد كه مورد علاقه مفرط سياستمداران گرديد . در سال 1882 بسه سال حبس محكوم شد و با سرسختى و لجاج تام مردم را بر عليه قانون « سنى قبول » « Age of Consent bill » تحريك مينمود و با پىگيرى مداوم با حكومت انگليس در هندوستان مخالفت ميورزيد . هدفش كسب خودمختارى هند از هر طريق و نفوذش در بمبئى و دكن Deccan آنقدر زياد بود كه هيچ دولتى جرأت توقيف آن را نداشت . بزرگترين حربهاش در مبارزه بر عليه حكام انگليسى سوادشى و سواراج Swadeshi , Swaraj و به نظر او مبارزه مطبوعاتى بهترين وسيله براى رسيدن به اين هدف بود . تعليمات سياسى او در برادران مشهور چيكار Chepekar و اطرافيانشان آنقدر اثر گذاشته بود كه مقامات انگليسى عصبانى شده و دست بفعاليتهاى جنايتكارانهء زدند . Tilak در سال 1920 وفات يافت . 3 - پنجاب : پنجاب هم جنبشهاى بمبئى و بنگال را تعقيب مينمود . در اوايل سال 1905 سيل اغتشاشات لاهور Lahore ليالپور Lyallpur و فروزنپور Ferozenpore و بالاخره سرتاسر پنجاب را فرا گرفت . پنجاهمين سال نهضت انقلابى 1857 نزديك ميشد و مردم پنجاب بخاطر ميآوردند كه درهمشكستن انقلاب 1857 در اثر وفادارى هنگهاى سيخ Sikh بوده است . رهبران انقلاب پنجاب از جور و ستمهائى كه اصل كلى مستعمرهطلبى است و در اين موقع با شدت هرچه تمامتر بمردم وارد ميشد استفاده كردند . اولين عكس العمل آن به صورت حمله به افسران انگليسى ناحيه راوالپندى Rawalpindi و لاهور ظاهر گرديد . ولى هيجان مردم در ليالپور Lyallpur از همهجا شديدتر بود زيرا جنبش اين ناحيه بوسيلهء افسران بازنشسته نظامى طرحريزى و اداره ميشد ، اين افسران خود از همه بيشتر طعم قانون مستعمراتى را چشيده و از آن رنج برده بودند و در ميان رهبران انقلاب پنجاب نامهاى لا لا لاجپاترائى La La Lajpatrai و منشى آجيت سينگ Munshi Ajit Singh از همه مهمتر است . لالا La La شغل وكيل مدافع را در لاهور به عهده داشت و از دانشمندان برجسته و ميهنپرستان جانباز شمرده ميشد كه از ابتدا با جنبش همكارى مينمود . لالا La La روح نهضت انقلابى پنجاب بود و در 9 مه 1907 در لاهور توقيف و به مندلى Mandalay تبعيد شد . در دوران جنگ اول جهانى به صورت تبعيدى در امريكا زندگى ميكرد و پس از بازگشت به هند به نهضت عدم همكارى گاندى پيوست و بالاخره در اثر ضربتهاى مشت يك گروهبان انگليسى در همان هنگام كه در لاهور بايكوت را بر عليه كميسيون سيمون Simon سرپرستى مينمود جان سپرد . Munshi Ajit Singh منشى آجيت سينگ حرفه منشىگرى داشت و زبانهاى شرقى را بطور خصوصى در لاهور تدريس مينمود . در سال 1906 يكنفر روسى مشكوك بنام لاسف Lasseff سمت شاگردى ويرا داشت ، آجيت سينگ از ناطقين برجسته بشمار ميرفت و بياناتش از نطقهاى لاجپاترائى Lajpatrai شديدتر بود . در دوم ژوئن 1907 توقيف و به مندلى Mandalay تبعيد گرديد اما لاجپاترائى و آجيت هردو در نوامبر سال 1907 آزاد شده و به لاهور بازگشتند . اين دو مرد برجسته فعاليتهاى سياسى خود را هيچگاه فراموش ننموده و حتى زندان سبب گرديد كه در دشمنى با انگليس سرسختتر شوند . آجيت سينگ و همكارانش لالا چند فلك LaLa Chand Falak و صوفى آمبا پراشاد Sufi Amba Prashad يك رشته مقالاتى نوشتند كه در نتيجه آنها آجيت Ajit مجبور شد در سال 1909 هندوستان را ترك نمايد ؛ نخست به ايران و سپس به سويس رفت و در آنجا با نام مستعار ميرزا حسن خان زبانهاى آسيائى را تعليم ميداد ، بنا به خواهش تركناد داس Taraknath Das در سال 1909 به كاليفرنيا مسافرت كرد و در آنجا سازمان سيخ Sikh و گادر Gadr را تأسيس نمود . در طول جنگ اول جهانى آجيت Ajit براى آلمانها در مراكز مختلف اروپا و امريكا كار ميكرد :