احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
424
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
نيز بدون توجه به مخاطرات عظيم از مسكن و مأواى خود تا پاى جان دفاع كردهاند . ما در جلو چشم خود مىبينيم كه مصادر امور و افراديكه با هزاران حيله و نيرنگ صندليهاى صدارت و وزارت را به چنگ ميآورند كمترين علاقه بسرنوشت ملت ، چگونگى اوضاع و احوال مملكت ندارند . بمحض اينكه فردى با تمهيد مقدمات يا از طريق سياسى يا با توسل بجهات مذهبى زمام امور را بدست گرفت ، اولين هدف او اين است كه نقش وطنفروشى خود را به خوبى بازى كند ! هموطنان ، با اين ترتيب ما ناچاريم ملاك لياقت و حدود ظرفيت و كاربرى و كاردانى متصديان عالىرتبه دولت و زمامداران را از مقدار خيانت و وطنفروشى آنان بدست آوريم و مدتى است كه ما در اين زمينه مشغول مطالعه و سنجش هستيم و هريك از افراد را به خوبى تشخيص دادهايم كه با انجام چه نوع خيانت و جاسوسى و با چه دستهائى بمقاصد پليد خود رسيدهاند . هموطنان ، مجربترين و پختهترين ديپلماتها در مملكت ما كسانى هستند كه به بهترين وجهى بتوانند نظريات جاهطلبانه و مغرضانه و خلاف حق و عدالت و انسانيت مأمورين خارجى و نمايندگان سياسى دول زورگو و استعمارطلب را اجراء نموده و رضايت خاطر آنها را جلب كنند . اين قبيل افراد خود را حتى قهرمان صحنه سياست و بزرگترين نجاتدهنده مملكت معرفى ميكنند . محل ترديد نيست كه وجود يك چنين عناصر عارى از شرافت در مملكت و سكوت مرگبار ملت در مقابل اين دسته خائن و وطنفروش از لحاظ سياسى هر روز اوضاع ايران را وخيمتر مىكند و از لحاظ اجتماعى نيز به شماره و تعداد وطنفروشان و جاسوسان ميافزايد . هموطنان ، ساعت كار و عمل فرا رسيده است ؛ نبايد بيش از اين اجازه داد كه جاسوسان و وطنفروشان ذلت و سرافكندگى ما در وطن را فراهم ساخته و آن را در ذلت و عذاب غوطهور سازند . اعضاء كميته مجازات به يارى خداوند متعال تصميم بفداكارى عظيمى گرفتهاند ، سعى خواهند كرد براى رهائى هموطنان عزيز از بدبختى و مذلت با خطر و ناكامى و بدبختى روبرو شده و حتى جان خود را در اين راه فدا نمايند . به اين جهت بنام خداى ايران و در راه تأمين سعادت و خوشبختى افراد ملت ما دستبكار شديم و با اولين تير انتقام كميته مجازات ميرزا اسماعيل خان اولين آكتر تآتر وطنفروشى و جاسوسى و خيانت به خاك و خون درغلطيد زيرا اين مرد انبار غله پاىتخت را به عهده داشت و بدستور اجانب و به منظور تأمين نظريات جاهطلبانه خود ، با ايجاد قحطى مصنوعى در تهران باعث مرگومير عدهء از اهالى پايتخت شد . پس لازم بود كه بسزاى عمل پست خود برسد و نقشه خائنانهاش با خود او در دل خاك مدفون گردد و نتواند خوشبختى و سعادت خود را در مذلت و بيچارگى و استيصال هموطنان و قدرت و شوكت اجانب ببيند . اكنون براى دومين بار مأموريت خود را اجراء كردهاند . كميته مجازات با هيچ يك از دستجات سياسى داخلى و خارجى ارتباطى ندارد و اولين تشكيلات در ايران است كه با يك پروگرام صحيح و مقدس دور از تمام اغراض و نظريات شخصى شروع به كار و عمل كرده است . كميته مجازات تنها هدفش از بين بردن خائنين و جاسوسها و خدمتگذاران دستگاههاى خارجى است بدون اينكه بشخصيت و مقام و دستهبندى آنها توجه داشته باشد . كميته مجازات مصمم است انتقام خون بيگناهان مملكت را از خائنين و عمال خارجى و جاسوسها بازستاند و بايد همه مردم اصلاحطلب و علاقمند به بقاى ايران عزيز اين كميته را بمثابه دستى كه از آستين منقم حقيقى بيرون آمده تا ريشه جاسوسى و وطنفروشى را از ايران بكند تلقى نمايد . كميته مجازات از عموم هموطنان درخواست مىكند كه خيانتكاران را در هر لباس و شغلى كه ميباشند معرفى نمايند . در پايان كميته مجازات با صداى بلند اين جمله آسمانى و ملكوتى را به گوش خيانتكاران فرو ميخواند : « سرزمينى كه محل سكونت و آقائى ايرانيان با فر و افتخار بوده بيش از اين نبايد مركز جاسوسى و خيانت مشتى عناصر پليد باشد . » هرگاه شما نمىخواهيد بما در وطن ترحمى كنيد ، بمادر و فرزندان و همسر خود رحم نمائيد و بدانيد در قرن بيستم ديگر نميشود به خيانت و جاسوسى ادامه داد در اين قرن جاسوسى و بيشرافتى و وطنفروشى باجانب محكوم بمرگ و زوال است . محل مهر كميته مجازات و يك امضاء غيرقابل تشخيص . چند روز بعد نزديك غروب ميرزا على اكبر خان به منزل من ( منشىزاده ) آمد اظهار داشت يك عدهء ده نفرى بتازگى از جبههء جنگ بين النهرين به تهران مراجعت كردهاند و در نظر دارند كميتهء به منظور خدمت بمملكت تشكيل دهند ، يكى از اين اشخاص كه با من آشنائى دارد پيشنهاد كرده است كه در كميتهء مركزى مجازات با سمت عضويت وارد شده با اعضاء ديگر همكارى كند . من از ميرزا على اكبر خان سؤال كردم آن شخص از كجا ميدانسته است كه او عضو كميتهء مجازات است ؟ ميرزا على اكبر خان اظهار داشت او يقين نداشته بلكه حدس زده است كه من عضو و همكار كميته مجازات هستم . در هرحال ميرزا على اكبر خان عقيده داشت كه پذيرفتن آن شخص بعضويت كميته از لحاظ اتحاد و همكارى آنها با يكديگر هيچ ضررى ندارد زيرا هردو كميته هدف مشتركى دارند و عيبى نخواهد داشت كه بوسيلهء يكى دو نفر از اعضاء مورد اطمينان باهم مربوط شوند . من از ميرزا على اكبر خان سؤال كردم اسم افراد و نقشهء اين اشخاص چيست و چه هدفى دارند و در چه حدودى ميل همكارى با ما را دارند ؟ . . . او به من گفت تاكنون نتوانستهام اسامى آنها را بدانم . ولى اولين هدفشان ترور كردن آقا ميرزا محسن است . من در عين حال كه در صحت اين مسئله ترديد داشتم گفتم ترور كردن اين شخص فعلا صلاح نيست و با اوضاع و احوال مطابقت ندارد ، ميرزا على اكبر خان پس از كمى تأمل گفت : اگر ما با ترور او مخالف هم باشيم آنها نقشهء خود را انجام خواهند داد . در پايان هردو موافقت كرديم كه در جلسهء آينده موضوع مطرح شود دو شب پس از اين ملاقات يعنى در 7 ژوئن مطابق 17 جوزا آقا ميرزا محسن كشته شد . در همانروز جلسهء كميتهء در منزل من ( منشىزاده ) با حضور مشكوة الممالك ، عماد الكتاب ، ميرزا على اكبر خان و خود من تشكيل گرديد . اتفاقا در اين جلسه ابو الفتحزاده حضور نداشت و براى انجام كارى بشميران رفته بود . ميرزا على اكبر خان در اين جلسه پيشنهاد كرد حالا كه اين امر روى داده و ميرزا محسن كشته شده بهتر است كميته مانيفست دوم خود را انتشار دهد و نمايندهء آن كميته نيز مايل است در جلسه ما حاضر شود و هر مأموريت ديگرى را بپذيرد ، بعد معلوم شد كه شخص رابط آنها با ميرزا على اكبر خان عبد الحسين خان پسر شفاء الملك است . ميرزا على اكبر خان نيز در جلسهء ديگرى اظهار داشت كه نمايندهء آنها