احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

342

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

در زندگى و اعمال خصوصى مصادر امور ايران هيچ‌چيز مخفى نمانده بسا مىشود كه قبايح اعمال يكنفر حق بزرگ يك مملكتى را پايمال و برعكس صحت عمل و استغناء طبع يكنفر اسباب محفوظ ماندن همان حق بزرگ مىشود . » ( بعقيدهء نگارنده ، متين السلطنهء ثقفى بعدها سر خود را در سر اين مقاله از دست داد ) چهارشنبه 17 جمادى الاولى 1334 - حمل لوىئيل - 22 مارس 1916 امروز صبح نگارنده باتفاق مسيو زمر براى تبريك عيد بديدن سپهسالار رئيس الوزراء رفتيم نسبت به هردو مهربانى و دلجوئى نمود و به هريك يك عدد اشرفى طلا عيدى داد به كنت لگوتتى وزيرمختار اطريش نيز كه آنجا بود دو اشرفى داده و وعده كرد عمارت باغ فردوس خود را در تابستان به اختيار مشار اليه واگذار نمايد . رئيس الوزراء در ضمن صحبت گفت اخيرا دوازده هزار نفر از عساكر عثمانى وارد خانقين شده و قشون روس هم در كرند هستند ممكن است در سرپل مصادمهء بين فريقين واقع گردد . از منزل سپهسالار به ديدن صارم الدوله وزير امور خارجه رفتيم معين الوزاره هم آنجا بود . امروز عصر از شاهزادهء شعاع السلطنه ديدن كرديم در طى مذاكره از چرچيل ترجمان سفارت انگليس مذمت نمود و گفت روز گذشته همراه مارلينگ وزيرمختار انگليس اينجا آمده بود بطور كنايه بچرچيل فهماندم كه سفارت روس انگليسها را بازى نميگيرد و اختيار ايران را در دست گرفته است هردو از خجالت سرخ شدند و چيزى نگفتند . امروز عصر خانم‌هاى وزراء مختار روس و انگليس و اسپانى و خانم‌هاى صاحب‌منصبان روسى براى صرف چاى در فرح‌آباد حضور شاه دعوت داشتند ، در آنجا حادثهء رخ داد كه موجب خشم اعليحضرت گرديد : يكنفر صاحب‌منصب روسى در حال مستى دنبال بانوئى كرده و ميخواست وارد اندرون شود اجزاء دربار جلوگيرى نمودند بعد معاون ژنرال باراتف رسيد صاحب‌منصب مزبور را با خود برد شاه اسكندر خان امير تومان را احضار كرده جدا عزل و اخراج صاحب‌منصب خاطى را خواست . شنبه بيستم جمادى الاولى - 25 مارس تلگرافچى متملق و ابن الوقت اصفهان تلگراف ذيل را برياست وزراء مخابره نمود : « اصفهان - به حمد اللّه شهر در كمال امنيت است شاهزاده حكمران صبح روز عيد در عمارت دولتى موافق معمول براى سلام عيد دو ساعت به ظهر مانده تشريف آورده تمام رؤساى دواير و اعيان و اشراف و محترمين و شعراء و افراد نظام با يك مسرت و شادمانى كه از شرارت اشرار خلاصى يافته حضور بهم رسانده لوازم سلام و شليك توپ به عمل آمده خطيب خطبه خود را به بقاى سلامتى ذات اقدس اعليحضرت شاهنشاهى ارواح العالمين فداه خاتمه داد بيك طاقه شال از طرف شاهزاده حكمران مخلع شد . بعد از ورود اردوى نظامى روس باصفهان اهالى از وضيع و شريف يك نوع امنيت و آسايش را بنوع خود تبريك مينمايند نيمساعت به ظهر مانده روز عيد سعيد نوروزى جنرال قونسول دولت بهيه و رياست قشون امپراطورى براى برافراشتن بيرق در سر درب قونسولخانه دعوت نموده و اطلاع دادند شاهزاده اعظم نصرت السلطنه فرمان‌فرماى فارس و شاهزاده حكمران و ساير شاهزادگان عظام و رؤساى دواير با يك مسرتى با لباس تمام رسمى بقونسولخانه تشريف آورده از اعيان و اشراف و اصناف نيز براى تبريك و اظهار شادمانى از ورود اردوى امپراطورى كه بعد از فرار سردار صولت دافع بىنظمى و فرج بعد از شدت را براى خود ملاحظه و اظهار ميدارند در قونسول‌خانه حضور بهمرسانده نيم ساعت بعد از ظهر با يك شكوه و احترامى با حضور حضار بيرق را افراشته موزيك شادى و هورا نواختند بعد برحسب دعوتيكه از طرف ژنرال قونسولگرى قبلا شده بود در اطاقى كه دو ميز نهارخورى مقابل يكديگر معين شده بود در يكى شاهزادگان فرمانفرماى فارس و حكمران و ساير شاهزادگان و اولياى دواير و جنرال قونسول و رئيس اردو و رئيس توپخانه اردوى مزبور ، دور ميز ديگر تمام صاحب‌منصبان جزو و نظام دولت بهيه به صرف نهار حاضر شده از طرف ژنرال قونسول و رياست اردو نطق‌هاى بليغ مبنى بر سلامتى و اتحاد دوستى فى ما بين اعليحضرت امپراطور با اعليحضرت شاهنشاهى ارواحنا فداه مكرر در مكرر شد حاضرين با يك مسرت از سر ميز برخاسته هورا و اظهار شادى نموده بعد شاهزاده فرمانفرماى فارس نطقى مبنى بر سلامتى اعليحضرت امپراطورى و اعليحضرت شاهنشاهى فرمودند تمام حضار هورا