احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

319

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

پنجشنبه 21 ربيع الاول - 27 ژانويه 1916 افسران سويدى ذيل از خدمت دولت ايران اخراج شدند : ماژر چيلاندر رئيس ژاندارمرى اصفهان - كاپيتان ارتنگرى رئيس ژاندارمرى كاشان - ماژور پوسه - كاپيتان سن‌سن - كاپيتان فلوسليوست . فقط ماژور نيسترم رئيس كل ژاندارمرى و رئيس رژيمان دوم و رئيس رژيمان اول و رئيس مدرسه بيطارى ابقاء شده‌اند . از طرف دولت روس امروز اين ابلاغيه صادر گرديد : « محض اطلاع عمومى طبع و نشر مىشود كه دولتين روس و انگليس از قديم الايام دوست صميمى دولت ايران بوده و در سابق هم كه يك عده قشون روس بداخله اين مملكت آمده بواسطه ظهور انقلابات و هرج‌ومرجى بود كه از مفسدين و اشرارى كه باسم هيئت دمكراتى توليد گرديده بود و اتباع دولتين امنيت نداشته و تجارت ما مورد تهديد و سكته واقع شده بود بعد كه قدرى انقلابات اولين زره‌پوش روسى كه با نيروى اعزامى بايران فرستادند و بىنظمىها تخفيف يافت چنان كه اغلب مطلع‌اند قشون روس از خاك ايران جلب و عدهء قليلى را هم كه قبل از جنگ باقى مانده بود مصمم بوديم از خاك ايران ببريم در ابتداى جنگ بين المللى كه دولت ايران اعلان بيطرفى داد دولتين همسايه اين بيطرفى را مقدس شمرده و خيلى خوشوقت بودند متأسفانه مبلغين و كاركنان دشمنان ما بوسايل مختلفه در اين مملكت نفوذ كرده مردم را اغوا كرده با پول و طلا و ليره عثمانى فريفته در هر نقطه هرعده‌اى كه ممكن بود مزدور گرفته و رفته‌رفته بيطرفى دولت ايران را متزلزل كرده دولتين روس و انگليس بواسطه مساعدت با دولت ايران سكوت اختيار كرده اقدامى ننمودند تا كار تحريكات دشمن و حركات مزدوران آلمان به جائى رسيد كه كنسول‌هاى دولتين را از كرمانشاه و بالاخره از همدان هم خارج كردند . كنسول روس را در اصفهان كشته و قنسول انگليس را مجروح نمودند كنسول انگليس را در شيراز كشته و اتباع آن دولت را گرفته با خانمهاى آنها بدشتى برده بحبس واسموس آلمانى دادند . فرخ شاه را كه سرسلسله اسماعيلى و تبعه انگليس بود در كرمان مقتول و كار دشمنان ما به جائى رسيد كه امنيت را به كلى از قنسولها و اتباع ما سلب نمودند پايه تحريك را به جائى گذاشته كه بتوسط اشراريكه باسم دموكرات دسته تشكيل داده بودند ژاندارمهاى مستخدم دولتى را هم اغوا و به خط طغيان و ياغىگرى درآورده و به همراهى آنها پولهاى بانك‌ها را بضميمه ماليه اتباع روس و غيره در اغلب شهرها غارت كردند و هرقدر كه خواستيم بدست دولت ايران به اين تحريكات و بىنظمىها خاتمه داده شود و آنچه بوزراء سابق آن دولت اظهار كرديم از بىحالى نتوانستند و يا نخواستند همه را وعده دادند و نكردند . تا به حكم ضرورت و الجاء دولت روس مجبور گرديد كه با قوه خود از اين انقلابات و تحريكات كاركنان دشمنان ما جلوگيرى نمايد . اين بود كه يكعده قشون امپراطورى