احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

289

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

قانونى را ميگرفت كه دولت آلمان نميتواند با يك عده مليون معاهده منعقد نمايد و برطبق قواعد بين الملل يك دولت فقط با يك دولت متشكل ديگر ميتواند معاهده رسمى نمايند و بدين لحاظ چون دست‌رسى بحكومت مركزى نبود و حكومت طهران محصور قشون روس بود لذا برطبق تصميم عموم قرار بر اين شد كه حكومت موقتى تشكيل شود و سعى و اهتمام در انعقاد معاهده نمايد و از طرف عموم وكلاء و رؤساى احزاب و مليون نظام السلطنه مأمور تشكيل حكومت شد . در اين موقع چون روسها ميخواستند خود را هرچه زودتر بعراق عرب برسانند كه كمكى بمتفقين محصور خويش در كوت العماره نموده باشند و مخصوصا پنجهء سياسى روى عراق عرب گذارده باشند بدين لحاظ قواى زياد و تجهيزات كاملى جمع و تهيه نموده و حمله‌هاى شديد براى شكستن جبهه مليون مينمودند و مليون بعد از دو سه ماه توقف در كرمانشاهان مجبور شدند بقصرشيرين عقب‌نشينى نمايند و در آنجا با وجود مشكلات فراوان آذوقه و شيوع امراض حصبه و غيره و هم‌چنين مرض مشمشه اسبها در مقابل حملات خيلى شديد سپاهيان روس چند ماه پايدارى نمودند . از وقايع عقب‌نشينى يكى اين بود در موقعى كه نظام السلطنه و اطرافيانش براى رفتن قصرشيرين از گردنه پاطاق ميگذشتند بطور غافلگير مورد حملهء قلخانىها كه در جنگل بالاى جاده پنهان شده بودند واقع گرديده و اگر ده دقيقه زودتر در همان موقعى كه نظام السلطنه با همراهان مشغول تماشاى طاق ساسانى بودند حمله شروع شده بود شايد اغلب كشته شده بودند ولى چون مشار اليهم از جلو طاق گذشته و قدرى دور شده بودند فقط سه نفر از ژاندارم‌ها زخمى شدند بعضى حمله قلخانىها را بدون تحريك خارجى نميدانستند . در قصر تنها كمكى كه رسيد شصت نفر از كميته‌چىهاى بلغار بودند بسركردگى ابراهيم بك مشهور كه بعدا معلوم شد از اشخاص ناراحت و همه‌جا اسباب زحمت آلمان‌ها و تركها شده بودند و براى اينكه شرشان را از سر خود رفع نموده باشند آنها را براى جنگ با روس و كمك ايرانيها بجبهه قصرشيرين فرستاده بودند و خود حفظ نظم و امنيت در قصرشيرين از سوارهاى ايلاتى مختلف و ابراهيم بك بلغار و امثال آن موضوع بغرنج شده بود معذالك با زحمت طاقت‌فرسا و فداكارى زياد حفظ نظم و امنيت داخله شده و از حيث تهيهء آذوقه و جلوگيرى از تعدى باهل محل كمال مراقبت و مواظبت گرديده و با امراض انسانى و دوابى مبارزه ميشد . چون با حملات شديد روسها معلوم بود وضعيت خيلى ثابت نيست لذا براى موضوع انعقاد معاهده كه هميشه موردنظر همگى بود برطبق تصميم مشروح قبلى نظام السلطنه مأمور تشكيل حكومت و هيئتى از آقايان مدرس و سيد محمد صادق طباطبائى و محمد عليخان ما فى و اديب السلطنه و فرزين و وحيد الملك و اردلان و صور اسرافيل تشكيل داد و ضمنا چون ملاحظه شد كه لازم است نمايندگانى از طرف حكومت موقتى مليون در برلن و اسلامبول باشند كه با معيت نمايندگان رسمى دولت ايران متفقا تشريك مساعى نموده در زمان جنگ و بعد هم موقع انعقاد صلح سعى كنند مصالح ايران را تأمين نمايند لذا سيد محمد صادق طباطبائى كه مسئول دادگسترى بود براى نمايندگى مليون در اسلامبول و وحيد الملك شيبانى كه مسئول پست و تلگراف بود براى نمايندگى در برلن مأموريت يافتند مسئوليت دادگسترى بعدا بمرحوم مدرس تفويض و پست و تلگراف بمرحوم صور اسرافيل واگذار شد . سيد محمد صادق در اسلامبول اگرچه با مخالفت معنوى احتشام السلطنه سفير ايران برخورد نمود معذالك با كياست و شخصيتى كه داشت مأموريت خود را با كمال شايستگى انجام ميداد و هم‌چنين وحيد الملك در برلن با كمال خوبى و جديت انجام وظيفه مينمود بخصوص كه مرحوم حسينقلى خان نواب وزيرمختار ايران در برلن عضو حزب دمكرات و از دوستان قديم وحيد الملك بود و باهم اتحاد و هم‌آهنگى داشتند ضمنا هردو از همراهى و تقويت معنوى تقىزاده نيز كه در آنموقع