احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
286
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
2 - اكثر گردانندگان امر نمايندگان پارلمان و مردان سياسى بودند و بصيرت بامور جنگى نداشتند بدينلحاظ در امور كميته حرف و خطابه بيش از فعاليت و كار حكمفرما بود وقت ذيقيمت بمباحثات بلانتيجه و رقابتهاى كوچك و كارهاى غيرمهم كه جنبه تظاهرش غلبه داشت مصروف ميگرديد معلوم بود اهميت و عظمت مبارزه را بطور كامل پىنبرده و تا آنزمان مصائب و شدائد جنگ را درك ننمودهاند مثلا بعضى از نمايندگان از صبح ميرفتند بدهات و بلوك اطراف قم و تا غروب هفتاد هشتاد فشنگ جمعآورى نموده ميآوردند و هرگاه با تبليغ و تشويق از مالك يا كدخداى دهى تفنگى براى قواى ملى تحصيل مينمودند كار مهمى محسوب ميگرديد . 3 - عدهء هم هنوز فرض مينمودند كه بالاخره اين وضع غيرطبيعى بيش از اين دوام ننموده و حق و قانون حكمفرما گرديده و با ميانجيگرى حكومت تهران بين متخاصمين خارجى ترتيب و قرارى داده مىشود كه يا همه متجاوزين از مملكت خارج و يا اقلا در حدودى متوقف مانده تخطى ننمايند و جنگ و جدال خاتمه خواهد يافت معذالك چون خبرهائى از ورود دائم التزايد قشون روس از سرحد و تجمع آنها در دو فرنت آذربايجان و قزوين و اصل ميگرديد و از طهران هم اطلاعاتى ميرسيد دائر به سختگيرى دولتين و نقشهء جدى آنها براى رفتن باصفهان و غرب بعنوان و بهانهء طرد نمودن عناصر آلمانى و ترك طرفداران آنها ولى معنا و حقيقهء براى اجراء واقعى معاهدهء 1907 و انجام قرارداد سرى جديد بين دولتين كه منطقه وسط بيطرف هم از طرف انگليس بروسيه واگذار شده بود لذا در قم عقلاء قوم كمكم به دشوارى و سنگينى موقع پىبرده درصدد چاره براى آتيه و روزهاى سخت برآمده از تمام ولايات و مليون كمك خواستند و چون با ازدياد قواى روس و نقشهء حملهء بجنوب و غرب ادامهء وضع و جريان امور كميته خطرناك و اعتمادى به توقف در قم باقى نمىماند و ضمنا چون رضا قلى خان ما فى نظام السلطنه كه از رجال وطنپرست و نامى مملكت بود و در اكثر موارد دولت مركزى در مواقع مشكل از وجود او استفاده ميكرد ( مثل نظم ايالت كرمانشاهان بعد از فتح طهران بدست مليون يا ايالت فارس بعد از اخطاريكه دولت انگليس داده بود و يا ايالت بروجرد و لرستان عربستان ) و مشار اليه در تمام ايالات بالاخص نسبت برؤساء ايلات و امراء جنوب و غرب نفوذ كلمه داشت لذا سيد محمد رضا مساوات را كه از مبارزين شهير صدر مشروطيت و از ليدرهاى مبرز حزب دمكرات بود و ضمنا از دوستان صميمى مستوفى الممالك و نظام السلطنه بشمار ميرفت مأمور غرب نمودند كه با نظام السلطنه ما فى والى بروجرد و لرستان تماس گرفته وارد مذاكره شود و از او بنام عموم دعوت نمايد كه در اين روزهاى سخت وارد صحنه فداكارى و جانبازى شود و سر و صورتى بجريان امور بدهد مساوات به طرف غرب عزيمت نمود و پيام و مكتوبهاى كميته و رؤساء مليون را كه اكثر از دوستان نظام السلطنه بودند به وى رسانيد دو آتاشه ميليتر آلمان و تركيه نيز براهنمائى مليون و در تأييد تقاضاى مشار اليهم نزد نظام السلطنه شتافته مخصوصا نماينده آلمان قول داد بمحض دست يافتن به سيم تلگراف و امكان مخابره با برلن تعهدات لازم را از طرف دولت آلمان در باب تضمين تماميت ارضى و استقلال سياسى و اقتصادى ايران و لغو معاهدات و امتيازات مضره سابق تحصيل نمايد بعدا خبر رسيد كه قواى روس با راهنمائى بعضى از صاحبمنصبان ايرانى قزاقخانه با عده زياد و توپخانه وافى برباطكريم و قواى مليون شبيخون زده و قواى ملى پراكنده شده و عقبنشينى نمودهاند و اين خبر بقم كه رسيد چون ديگر مانع و رادعى در مقابل قشون روس نبود اعضاء كميته نمايندگان و رؤساء مليون با نداشتن وسائل حركت و عدم تجهيزات با زحمت زياد به سمت اصفهان ، بختيارى ، اراك و بروجرد رهسپار شدند . نظام السلطنه كه وضع را بدين منوال ديد تقاضاى مليون و دوستان را اجابت نموده و تصميم بشركت در اين قيام گرفت و با اينكه قواى