احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
237
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
مهاجرت فكر مهاجرت يا تغيير پايتخت از هنگامى ريشه گرفت كه پرنس رويس وزيرمختار آلمان پس از پايان مرخصى شش ماهه بايران معاودت نمود متفقين ادعا كردند كه وى با خود مقدار كثيرى پول و طلا و اسلحه و مهمات و حتى يك گارى مملو از بمب آورده است از طرفى انگليسها مدعى شدند در نتيجهء تفتيش اسناد قونسولگرى آلمان در بوشهر پىبردهاند كه سفارت آلمان دستور اغتشاش در جنوب ايران و توليد انقلاب در هند و افغانستان را صادر كرده و از اين راه ميخواسته است لطمهء شديد به منافع برطانى كبير وارد سازد بعلاوه گفتند كه كابينهء مستوفى الممالك در مقام عقد قرارداد سرى با اولياء دولت امپراطورى آلمان برآمده و خيال داشته است ايران را عليه متفقين وارد جنگ نمايد . در دنبال اين تخيلات سفارتين روس و انگليس به اين نتيجه رسيدند كه لازم است سپاهيان روس بطهران اعزام شوند تا بتوان يك دولت مطيع و ضد آلمان روى كار آورد . اولين دفعه كه امكان تغيير پايتخت از دهان مستشار الدوله شنيده شد در چهارم آوريل 1915 بود بعد بطورىكه در يادداشت روز اول نوامبر 1915 مذكور داشتيم او در حضور وكلاى دموكرات به نگارنده گفت هزار و پانصد نفر سرباز روسى وارد انزلى شده و انگليسها مشغول تهيهء اولتيماتومى بايران هستند و چون دولت ايران اولتيماتوم را رد خواهد كرد آنوقت مخاصمه شروع مىشود و دولت بايد از طهران حركت كرده از راه قم به اصفهان يا به كرمانشاه برود . راجع به تخيلات ديپلوماتهاى روس و انگليس كه در بالا بدان اشاره نموديم اينك ميتوانيم آشكار سازيم كه قسمت عمدهء آن حقيقت داشته زيرا اولا در محتويات چمدانهاى سفر پرنس رويس همهگونه اشياء مضر به سياست متفقين موجود بود ثانيا دستورهاى رمز سفارت آلمان به قونسولگرى بوشهر بالطبع براى خوشآمد انگليسها مخابره نشده بود ثالثا موضوع مذاكرات محرمانه بين مستوفى الممالك و پرنس رويس در باب قرارداد نظامى صحت داشت يعنى آلمانها بعد از فتوحات در روسيه و اتحاد با بلغارستان موقع را براى عقد عهدنامه سرى با ايران مناسب دانسته و از اوايل سپتامبر 1915 تا اواسط نوامبر 1915 داخل مذاكرهء مستقيم با رئيس الوزراء شدند . رجال وطنپرست ايران با امضاى اين معاهده موافق بودند اما عجله را جائز نميشمردند و ميخواستند حالت بيطرفى ظاهرى را حفظ كنند تا كمك نظامى آلمان به سرحد ايران برسد و اسلحه و مهمات كافى بهمراهى عده زياد صاحبمنصب آلمانى براى تجديد تنسيقات قشون ايران وارد شود شاه مردد بود و نميتوانست تصميم اتخاذ نمايد ، حتى روز هفتم محرم با غواى رجال روسپرست تسليم در مقابل دشمنان را به ترك پايتخت ترجيح داد و حال آنكه قبلا راجع به محل پايتخت جديد با نگارنده گفتگو نموده بود و اصفهان را از لحاظ قدمت و اهميت تاريخى بر شهر ديگر اولى و انسب ميدانست و من نظريهء آلمانها را مبنى بر رجحان كرمانشاهان از حيث موقعيت نظامى و اتصال به خاك عثمانى بعرض شاه ميرسانيدم . حوادث زمان مهاجرت تا آنجا كه نگارنده مستقيما شركت داشته يعنى تا مراجعت از سلطانآباد عراق در ضمن يادداشتهاى روزانهء من برشتهء تحرير ميآيد بقيه از منابع آلمانى يا از رجال معتمد ايرانى نقل قول مىشود .