احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

235

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

اسب مسيو ليونيگستن را همان روز اوليكه حركت كردند در زمانيكه مهترش از عقب آن را ميآورد دزديدند . مسيو فرگوسون يك اسب دولتى را سوار بود ، درشكه و اسب‌هايش را در چنار راه‌دار موقع نخست توقف طولانى گرفتند . از كازرون بآنطرف تمام مردها بايستى قاطرهائيكه اسباب سفر بار داشتند سوار بشوند مگر ماژور اوكونور كه يك اسب به او داده بودند در كمارج دسته ديگرى از ايلات و طوايف آمدند كه اسراء را ملاقات نمايند و تا قلعه مستحكم ژاندارمرى آنها را بدرقه كردند اما با كمال سكونت و آرامش و نجابت و وقار . در اينجا اسراء بدست سلطان احمد خان كاپيتان پست ژاندارمرى در برازجان كه براى ملاقات آنها آمده بود سپرده شدند و مشار اليه با كمال مهربانى و احترام نسبت به آنها رفتار كرد و همواره حاضر بود كه با يكنفر از اسراء مصاحبه و گفتگو نمايد و طرز روش صميمى و اخلاصش بر احترام و اعتماد اسراء مستولى بود هم در كمارج و هم در كنار تخته براى آنها منزلهاى خوب ترتيب داد . در دالكى حادثه بوقوع نپيوست و اسراء همين كه به برازجان نزديك شدند خوب فهميدند كه چگونه گرفتار دشمن بودند . كاروانسراى بزرگ مانند يك قلعه صحيح بود در هر نقطه اشخاص مسلح مملو و پر بودند . گروه اسراء مورخه 9 محرم وارد شدند و از ميان دسته‌هاى سوار در كمال سكونت و آرامش گذشتند و در يك بالاخانه قرار يافتند كه در اطراف آن يك گارد نيرومندى مراقب و مواظب بود . باسراء گفتند كه مسيو واسموس هم در آنجا هست . بمحض ورود مراسم عزادارى محرم شروع گشت و باسراء گفتند كه خود را به هيچ يك از ايرانيها كه در پائين هستند نشان ندهند . در اينجا يك مجلس كنفرانسى منعقد گشت و سلطان احمد خان خطر نگاه‌داشتن اسراء را در برازجان بيان كرد چنانچه در ابتدا اشارت نموده بود و آن بواسطه تصميم غضنفر السلطنه بود كه در آن حول‌وحوش بوده و ميخواست مسيو فرگوسون را شخصا در ازاء پولى كه در بانك داشته و دولت انگليس آن را توقيف نمود دستگير نمايد . در اينجا گفته شد كه هيچ اسيرى بعوض رئيس بانك قبول نميشود و رئيس بانك را آنقدر نگاه ميدارند تا چهل هزار تومان تأديه گردد . يكى يا دو نفر ايرانى در برازجان بودند كه انگليسى حرف ميزدند و بجاى مترجم كار ميكردند . روز بعد 10 محرم اهالى بحياط كاروانسرا يورش كرده و در پله‌هاى بالاخانه ازدحام نموده كه با فريادهاى غليظ و غضب باسراء حمله نمايند ولى گارد ژاندارمرى آنها را پائين كردند . مقارن اين احوال مسيو واسموس كه لباس ايلياتى دربر كرده بود چندين دفعه در حياطى كه اسراء منزل داشتند گردش كرد . قونسول ما در تحت اين وقايع صلاح ديد كه وى را ملاقات نمايد و لهذا از او درخواست يك آنترويوئيرا نمود و مسيو واسموس هم درخواست او را پذيرفت . مسيو واسموس براى وضعيت كنونى ماژور اوكونور اظهار تأسف و تلهف كرد و گفت كه شخص بايد براى دولت متبوعه‌اش صدمه بكشد . اگرچه ده نفر سوار هندى تقاضا نمودند كه باتفاق قونسول خود بروند ولى بديشان گفته شد كه بايد در برازجان بمانند برئيس ده نفر هنديها اجازه داده شد كه باتفاق قونسول بشوك برود و مقرر شد كه از آنجا او را برگردانده به پيش سايرين مراجعت نمايد . زمانيكه بعد از ظهر دستهء كوچك اسرا براى شوك كه در مشرق راه احمدى ميرود حركت نمود مسيو واسموس هم همراه آنها رفت و يك قدرى با خانمهائى كه با آنها آشنا بود صحبت ميكرد . و در شوك كه يكى از دهات تنگستان است وارد شدند و در آنجا دو عدد خيمه بزرگ حاضر بود و پس از صرف خوراك يك كنفرانس ديگرى كه مسيو واسموس و سلطان احمد خان و پسر شيخ حسين نيز در آن شركت داشتند منعقد گشت در اين مجلس مذاكره سلطان احمد خان دعوى و رأى ديگران را كه دو نفر از خانمها بايد بجاى خانم « ايسنهوت » خانم آلمانى گرو نگاه داشته شوند رد كرده و غالب شد . ساير دعاوى كما فى السابق بودند يعنى ( 1 ) احضار تمام آلمانها كه بتوسط انگليسها اخراج گشته‌اند و مسترد داشتن جميع اسراء جنگ ( 2 ) مسترد داشتن تمام پولهاى توقيف شده . اسرا را قبلا بدست سركرده‌هاى تنگستانى سپردند . صبح روز 18 اسراء به دو قسمت منقسم گرديدند و اسباب سفر مردها را بار شتر كردند و جمعيت نسوان را كه هنوز در تحت توجه سلطان احمد خان بودند بچاكوتاه بردند در صورتى كه مردها بايستى باهرم مركز نظامى مسيو واسموس بروند . در راه خانم مسيو فرگوسون « نگارنده اين مقاله » بواسطه شدت وقايع و صدمه كجاوه ناخوش شده بود لهذا سلطان احمد خان گفت كه لنگ نموده تا اندك راحتى نمايد . مسيو واسموس سوار بود و از يكطرف رفته و با خانم مسيو فرگوسون گفتگو و صحبت ميكردند و ايلات از اين مسئله بشدت متالم شدند كه چرا با زن صحبت مىكند مسيو واسموس در چاه‌كوتاه خانمها را در يك اطاق مفروشى دعوت نمود و چون سلطان احمد خان گفت كه اطاق مخصوص براى خانمها تهيه گردد مسيو واسموس جواب داد كه براى خانمهاى انگليسى اطاق مخصوص لازم نيست چرا كه آنها رو نميگيرند . خانم مسيو فرگوسون كه بفوريت مقصود از اين اشاره را ملاحظه كرد از جاى برخاسته و پيشنهاد سلطان احمد خان را براى يك اطاق مخصوص قبول نمود . بدانجهت در رفتن خانمها يك نزاع صورت وقوع يافت . سلطان احمد خان مسيو واسموس را براى حرف زدن با خانمها و سعى كردن در معاشرت با آنها ملامت و نكوهش نمود و مسيو واسموس گفت خانمها خودشان ميل دارند .