محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

86

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

« فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ » « 1 » منسلك و منخرط گردانى ، در همه حال خداى متعال را حاضر و ناظر دانى ، از كارهاى بد و كردارهاى ناصواب و سيرتهاى زشت پشيمانى نمايى و از درون دل و صميم جان به توبه و استغفار درآيى و آن قلاع و بقاع كه زمينش در زمان پيشين سم ستور لشكر ما روى ماليده و از نعال « 2 » مطايا هر گوشه‌اى از آن نواحى حلقهء افكندگى به گوش كشيده بود ، از مضافات ممالك عثمانى محسوب داشته ، بندگان سدّهء عظمت پناه ما را بسيارى سعادت‌تر است ؛ از نواب كامكارى غير از نيكويى و دلجويى و عاطفت و خوشخويى ، ديگر چيزى نبينى و اگر چنانچه : خوى بد در طبيعتى كه نشست * نرود تا به وقت مرگ از دست بر آن اعمال قبيحه و افعال فضيحه مصرّ و مجدّ باشى ، ان شاء الله تعالى الاعزّ ، عرصهء آن مملكت كه از روى تغلّب به دست تصرّفت افتاده است ، عنقريب مخيّم اردوى عساكر نصرت مآثر ما خواهد شد . مدتى است از غايت سبكسارى ، سوداى سردارى در سردارى و از فرط خود رأيى دعواى جهانگيرى و كشورگشائى بر زبان آرى « چو مردى به ميدان مردى در آى » كه هر چه نهادهء پردهء تقدير است ، به ظهور آيد « وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ » « 3 » و السلام على من اتبع الهدى . تحريرا فى شهر صفر المظفر سنهء عشرين و تسعمائه به يورت ازنكميد . « 4 » انتهى * * * روز چهارم ربيع الاول شنبه است ، به قازيقلى بلى و روز پنجم به قرب شهر ازنيق « 5 » نزول گرديد . نامه‌اى كه از براى محمد بيگ بن فرخشاد بيگ آق قويونلو به زبان فارسى نوشته شده بود ، به توسط احمد جان آقا حاجب فرخشادبيگ از ازنيق به ايران فرستادند كه صورت آن از قرار ذيل است : صورت نامهء سلطان سليم به محمد بيگ جناب ايالت مآب ، سعادت نصاب ، سلطنت قباب ، سراج الدين محمد بيگ بن فرخشاد بيگ - دام اقباله - به عواطف پادشاهانه مقرون گشته ؛ همانا معلوم همگنان است آنكه به كرّات و مرّات از مخلصان وثيق و واردان طريق بر ضمير منير به مرتبهء تحقيق رسيده كه خاندان

--> ( 1 ) . آل عمران ، 135 ( 2 ) . در متن نوايى : فعال . ( 3 ) . انفطار ، 19 ( 4 ) . منشآت فريدون بيك ، ج 1 ، ص 379 - 381 ؛ نوايى ، شاه اسماعيل ، صص 143 - 147 ( 5 ) . امروز معروف به چنيزلك است . اين شهر در پنجاه كيلو مترى از سمت مشرق شمالى دور از شهر بروسه است . اكنون زياده از پنج هزار اهالى در او نيست . محصولاتش بعض اوانى ترابيه و كاشيكارى و قالى است . وقتى اين شهر يكى از شهرهاى يونان بود . حتى از سال ( 1204 ميلادى تا 1261 ) پايتخت قياصره قسطنطنيه شد . در سال ( 1330 م - 731 ) سليمان پاشا بن سلطان اورخان فتح كرد . قبر اشرف رومى كه يكى از عرفاى معروف است ، در اين شهر زيارت مىشود . / عارف .